295 / 4 و در حواشى گفته : آن را بيان نداشتم و فقط گفتم كه نكاح سه است ، چون اين اجتماع ؛ تركيبى غيبى و به حركتى غيبى و معنوى مىباشد و در خور داخل كردنش در اقسام تركيب نبود .
296 / 4 و در شرح حديث گفته : نتيجهء اول هيئآت و شكلهاى اجتماعى كه از توجهات مفاتيح غيب ذاتى و احكام اصول صفات الوهى و اصول حقايق متعيّن كه از ازل در علم حق تعالى حاصل است و تابع توجه حق ذاتى در مرتبهء غيب اضافى مىباشد عبارت است از عالم معانى - به اعتبار تعقل غير حق مر آنها را - چون آنها از بطون به ظهور - نسبت به آنها و بهر تعقل كننده غير از حق مر آنها را - هويدا و نمايانند ، و گرنه نسبت به حق تعالى هميشه مشهود وىاند ، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود و از اين بيان دو فايده و دو نكتهء باريك حاصل گرديد :
297 / 4 نخست شناخت اينكه مقصود از صورت وجودى كه به اعتباراتى به نام اسماء مذكور ناميده شده صورتى است كه حقيقت آن عالم معانى است - هم چنان كه در تحقيق فرغانى گذشت - .
298 / 4 دوم اينكه آنچه را كه نتيجه به شمار آورده به اعتبار تعقل غير حق است و بدان ( تعقل ) متصف به ظهور مىشود و به نام صورت وجودى ناميده مىشود و بدان ( تعقل غير حق ) بر تركيبش اجتماعى كه پيش از اين نبوده صدق مىكند ، لذا آن را در مراتب نكاحها - همانگونه كه در تفسير اعتبارش كرده - به شمار آورده .
299 / 4 نكاح دوم نكاح روحانى است و مقصود از آن اجتماعى است كه در عالم معانى - براى پديد آمدن ارواح - واقع شده ، و اگرچه اين نكاح را در تفسير نكاح اول به شمار آورده و در شرح حديث گفته : سپس از حضرت حق از هيئآتى اجتماعى و متحصّل از اجتماع شمارى معانى و دستهاى از احكام وجوب و امكان - از حيثيّت اصول مذكور در مرتبهء روحى - عالم ارواح ظاهر گشت كه داراى درجات متفاوت بود ، چون آنها صور هيئآت و اشكالى اجتماعى بودند كه از اجتماع شمارى معانى كه عبارت از اسماء و حقايقاند تحصّل و ثبوت يافتهاند ، لذا از حيثيات تأثيرات الهى تعبير به احكام وجوب مىشود ، همچنان كه از
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٠٣