مانند چوب و خشت براى ساختن خانه - و حكم اجتماع و تركيب و استحاله ( دگرگونى ) - مانند اركان و عناصرى كه بعضى از بعض ديگر جدايند - جارى است بهطورى كه براى همه كيفيت متشابهى برقرار مىگردد كه آن ( كيفيت ) كمال اين حركات فعلى و انفعالى است ، و آن مزاج مىباشد كه آمادهء قبول صورت نوعى است .
292 / 4 اصل هشتم اينكه : هر اثرى وحدانى ؛ از مرتبهء جمع و وجود - به واسطهء حركتى غيبى كه به احديت جمع سارى ( در اشياء ) است - مىرسد ، و براى حقايق كه اختصاصشان به توجه ارادى ظاهر است ، موجب اجتماعى مىشود كه پيش از اين نبود ، بنابراين هر اجتماعى كه اينگونه باشد تركيب است - نه كلّ اجتماعات - زيرا اجتماع اسماء موجب تركيبى نمىشود ؛ مگر آنكه مرتبهاى كه در آن اجتماع بين معانى واقع شده اقتضاى آن را داشته باشد ، چون هر فرزندى بين ( پدران ) مختلف ؛ محل را در صورت دنبال مىكند .
293 / 4 لذا گوييم : مراتب نكاح چهار است ؛ يعنى مراتب كلّى آن منحصر در چهار است و پنجمى ندارد - جز آنچه كه اختصاص به انسان دارد - و آن نوعى از نكاح است كه اجسام مركب را پديد مىآورد ، اما جزئيات آن بىنهايت است ، چون گفته شد كه جزئيات تركيب بىنهايت است ، بدان جهت كه حضرت شيخ قدس سره در شرح حديث گفته : حق تعالى عوالم و موجودات را به واسطهء بعضى به بعض ديگر ربط و پيوند داده و در همه صفت تأثير و تأثر ( اثرگذارى و اثرپذيرى ) را به وديعه نهاده است ، لذا در وجود چيزى كه موصوف به تأثير باشد و تأثرپذير نباشد - جز حق سبحان در مرتبهء عزّت و غناش - وجود ندارد .
294 / 4 پس نكاح اول عبارت است از اجتماع اسماء اولين - كه همان مفاتيح غيب هويت و مرتبهء كونىاند - به واسطهء توجه ذاتى الهى از حيث آنها ( يعنى اسماء اولين ) ؛ براى جمع آمدن اسماء اصلى مر نسبتهاى ظهور و بطون و وجوب و امكان را ، و نتيجهء آن ؛ مطلق صور وجودى مىباشد ، چنانكه حضرت شيخ قدس سره گفته : مسماى « رحمان » عبارت است از بخار عام و وجود عام ، و نفس رحمانى اولين مولودى است كه از اجتماع اسماء اصلى از باطن نفس و روح آن - ظاهر شده است ، و در تفسير اين اجتماع را در مراتب نكاح بيان نداشته است .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 402
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٤٠٢