مانند مراتب ؛ معنوى ، چون رنگ آب رنگ ظرف خودش است ، و يا مانند مراتب حسّ و روح و مثال باشد ، انديشه به كاربند تا اسرارى گرانقدر را بيابى :
36 / 4 از آن جمله اينكه : علم به حسب تعين اول ظهور عين ذات است براى خودش به اندراج و بودن اعتبارات و احديت - با تحقق و ثبوت آنها - و متعدّى به يك مفعول مىشود كه همان ذات است ، و به حسب مرتبهء دوم ظهور ذات است براى خودش به شئون ذات ؛ با مظاهر شئون كه به نام صفات و حقايق ناميده مىشود و متعدى به دو مفعول مىگردد ، و چون خودش براى خودش با حيات و علم و غير اينها ظاهر گشت ؛ در انتهاى مرتبهء دوم كثرتى حقيقى و وحدتى نسبى مجموعى حاصل مىشود ، و همينطور وجود از حيث مرتبهء نخستين عبارت است از ادراك ذات خودش را در خودش به اندراج اعتبارات و احديت در آن ؛ يعنى ادراك مجملى كه در آن تفصيلش مندرج است و كثرت و غيريت منفى و نابود است .
37 / 4 و از حيث رتبهء دومى هم دو نوعاند : از حيث آنچه كه مجلاى ظهور حق و يا مجلاى ظهور كون و وجود است ، پس وجود اول عبارت از ادراك ذات است مرعين خود را از حيث ظهورش به صورتش كه به نام ظاهر اسم « رحمان » ناميده مىشود و نيز به صور تعيّناتش كه به نام اسماء الهى - با وحدت غيبى و اضافهء كثرت نسبى به او - ناميده مىشود ، براى اينكه هر اسم الهى عبارت است از ظاهر وجود - كه همان عين ذات است - ولى از جهت تقيدش به معنى ، پس از جهت نظر به ذات وجود و نفس تعين عين او است و از جهت تقيد به معنى متميّز ، غير او است ، لذا او را وحدتى حقيقى و كثرتى نسبى است . و وجود دوم ادراك صورت هر تعين است از كون و وجود مر خود را و مثل خود را موجودى روحانى و يا مثالى و يا جسمانى ؛ كه در هر مرتبه به حسب و حكم خود ظاهر است ، بنابراين ايجاد و خلق جز دهش و بخشش موجد - يعنى حق تعالى - به حقايق كونى مر ادراكشان را نمىباشد ، و آن به واسطهء اضافهء تعيّنى است از جانب خود مر آنها را ؛ و آشكار كردن احكام آنها در هر مرتبهاى به حسب آنها ، پس تأثير و اثربخشى در تنوعات و گوناگونى تعينات به واسطهء احكام حقايق است ، و در ناميدنشان عين و يا غير ؛ به واسطهء مراتبى است كه آن مراتب عبارت از محلهاى معنوى بوده و آنها نسبتهاى معنوى ( و عدمى ) هستند كه نه در خارج و نه در ذات خودشان
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣٣٦