22 / 4 و مناسب اين تحقيق نقل چيزى است كه شارح فرغانى ( شارح قصيدهء تائيهء ابن فارض ) در تعيين تعيّن اول و دوم بيان داشته است ، ما آن را در دو فصل - براى روشن شدن و مشخص گشتن دو حكم كه آن دو ( تعيّن اول و تعيّن دوم ) دارند - بيان مىداريم ، و اعتنايى به تكرار برخى از مطالب كه بيان شده است - به جهت جا افتادن - نداريم ، چون بهترين مواضع آن همين فصل است .
فصل اوّل در تعيّن اوّل
23 / 4 گويد : وحدت حقيقى را كه عين تعين اول است و از آن احديت پديد آمده است دو اعتبار مىباشد :
24 / 4 اولى سقوط و نفى تمام اعتبارات ؛ كه بدين جهت ذات « احد » ناميده مىشود و متعلق آن بطون ذات و ازليت آن است ، و نسبت آن به سلب سزاوارتر است .
25 / 4 دومى ثبوت اعتبارات غير متناهى براى آن ( وحدت حقيقى ) است - با اندراج حقيقى اصلى آن در اولين مراتب ذات - و تحقق تفصيل بيشتر تعينات آن در مراتب دومين است و بدان جهت ذات « واحد » ناميده مىشود - يعنى نامى ثبوتى نه سلبى - و متعلق آن ظهور ذات و وجود و ابديّت آن است و هيچ مغايرتى بين اعتبارات در اولين مراتب ذات نمىباشد ، چون در آنجا مطلقا كثرتى وجود ندارد .
26 / 4 سپس اعتبارات مندرج در اولين مراتب ذات است كه برخى از آنها كليات و اصولاند - مانند اجناس عالى - كه به نام اسماء ذات ناميده مىشوند ؛ و برخى مفاتيح غيب ، « واحد احد » اسم مركبى است مانند « بعلبك » و باطن اسم « الله » وجود است و مرتبه ؛ و باطن اسم « رحمان رحيم » وجود است ، و مفهوم تمام اسماء ضماير و برخى از آنها اجناس زيرين و انواعاند ؛ و همينطور ادامه بده تا اشخاصى كه در دركات و مهاوى جزئى افتادهاند و شامل حكم ابديت و نامتناهى گشتهاند ( البته مراد اشخاص منطقى است ) .