تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
19 / 4 سوم اين‌كه ما اينجا نقل كرديم مرتبهء احديت جمع و وجود به نام « عماء » ناميده شده موافق آن چيزى است كه در آغاز و تفسير آمده كه : مراد از حقيقت الحقايق و نفس رحمانى و اوّل مراتب ظهور و « عماء » همين مرتبه است ؛ و نيز مطابق آن چيزى است كه در مفتاح آمده : انسان تا ( رسيدن به ) مرتبهء كمالش ؛ عماء را كه عبارت از امّ الكتاب و مرتبهء جامع است به اسماء الهى و اعيان كونى و منزل تدلّى ( فرود آمدن ) حق و حقيقت الحقايق و محلّ نفوذ مقدّرات مستند مىدارد ، و اين مخالف آن چيزى است كه در پايان تفسير آمده كه : احديت جمع مقدم بر « عماء » است ، و نيز مخالف آن‌چه كه در مفتاح خواهد بيان كرد كه : امر از حقيقت الحقايق كه به نام مرتبهء جمع و وجود است به حركتى غيبى از مرتبهء مركزيّت به نفس رحمانى كه موصوف به « عماء » است فرود مىآيد ، و باز مخالف آن‌چه كه در شرح فرغانى آمده مىباشد كه : « عماء » عبارت است از تعيّن دوم و آن نفس رحمانى و عالم ارتسام و معانى - به اعتباراتى - مىباشد ، و نفس رحمانى كه « عماء » است همان مراد حضرت شيخ قدس سره در تفسير است كه پس از اعتبار علم او به خودش گفته : و بعد از آن مرتبهء شهود خداوند است خودش را به خودش در مرتبهء ظاهريت نخستينش به اسماء اصليش ، و اين اوّلين مراتب ظهور است نسبت به غيب ذاتى مطلق ؛ به حكم مقام احدى ذاتى و تعين اوّلى كه عبارت از حدّ فاصل است ، و اين « 1 » در مرتبهء احديت جمع كه عبارت از « عماء » است مىباشد . 20 / 4 و جواب آن - خدا دانا است - پس از آن‌كه اشاره به تحقيقش به نوعى كه آن وقت و حال اقتضاى آن را داشت گذشت اين‌كه : اين مرتبهء برزخى كمالى انسانى كه عبارت از حقيقت الحقايق و مرتبهء احديت جمع است - و در بيان حضرت شيخ قدس سره هم گذشت -
هامش
( 1 ) - يعنى شهود خداوند خودش را به خودش در مرتبهء ظاهريت نخستينش كه از آن اطلاق احديت جمع بر تعيّن دوم ظاهر مىشود ، و خلاصهء سخن در اين مقام اين‌كه از بيان حضرت شيخ قدس سره در پايان تفسير - و در آنچه كه در مفتاح الغيب گفته : امر از حقيقت الحقايق . . . تا آخرش و در اين موضع از تفسير و شرح فرغانى آمده - استفاده مىشود كه اطلاق « عماء » به نفس رحمانى بر تعيّن دوم و مقام واحديت است ؛ و آن مخالف اين چيزى است كه ما در وجه پنجم نقل كرديم و نيز مخالف آن چيزى است كه در اول تفسير آمده و مخالف آن است كه در مفتاح - در موضع : انسان تا ( رسيدن به ) مرتبهء كمالش مستند به عمائى . . . تا آخر آن - آمده كه اطلاق « عماء » و نفس رحمانى بر تعيّن اول و مقام احديت است .