894 / 3 سوم اين كه : معقول بودن نسبت جامع به احكام كثرت از حيث وحدت آنها حقيقت عالم است و تعيّن حق از حيث آنها وجود عالم است ، خواه جانب وحدت بر آن غالب باشد ؛ مانند ارواح ؛ و يا احكام كثرت غالب باشد ؛ مانند اجسام مركب ، و يا متوسط بين آن دو باشد ، و اين يا به واسطهء غلبهء حكم روحانيت و مجمل ظهور است ؛ مانند عرش و كرسى ، و يا غلبهء ظهور تفصيلى است ، مانند مولّدات سهگانه ، و يا متوسط بين دو غلبه است - اگر چه مشتمل بر درجاتى مانند آسمانهاى هفتگانه و اسطقسات و عناصر چهارگانه باشد - .
895 / 3 چهارم اين كه : از حق سبحان هيچ علم و شهودى ادراك نمىگردد ؛ جز آنچه كه از جانب او - به حسب اعيانى كه به آنها و به حسب آنها ظاهر شده - تعيّن يافته است .
896 / 3 و اين كه حضرت شيخ قدس سره گفته : و او آينهء احوال تو است ؛ اشاره است به ارتباط او به عالم و حكمش در آن به اسماء ؛ كه خود حاوى قواعد ديگرى است :
897 / 3 نخست اين كه : او به نفس خود تعيّن نمىپذيرد ؛ بلكه به واسطهء مراتب و اعيانى كه قابل و براى او معيّناند تعيّن مىپذيرد ، پس او تابع مجلا و مرتبه و صفت آن است .
898 / 3 دوم اين كه : حقايق اسماء و اعيان عين شئون اويند كه از او جز به واسطهء تعيّنشان - از آن حيث كه او غير متعيّن است - امتيازى ندارند .
899 / 3 سوم اين كه : وجود منسوب به آنها عين تلبّس و آميزش شئون او است به وجودش .
900 / 3 چهارم اين كه : تعدّد و اختلاف آنها عبارت از خصوصيا آنها است كه پنهان در غيب هويت او است و موجبى براى اين خصوصيات نيست ، چون غير مجعولاند ، و تعدّد آنها جز به واسطهء تنوّعات ظهور او - كه ظاهر كنندهء اعيان آنها است - ظاهر نمىشود ، و اين بدان جهت است كه جهت اتحاد آنها با او ؛ و امتيازشان كه اقتضاى ناميدنشان را به غير و سوى دارد دانسته و شناخته شود ، نظير اين واحد و عدد است ، يعنى واحد است كه عدد را پديد آورده است ولى عدد واحد را جدا مىكند .
901 / 3 پنجم اين كه : هر چه كه مشاهده مىشود حق است كه به حسب شأنى از شئون متعدد و بىشمارش ظاهر است ، يعنى از حيث احكام اين شئون ظاهر است - با كمال احديتش
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
ص٣١٥