تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
رحمانى ناميده شده است . و اما دربارهء اسم « الاه » گفته شده : اسم است براى مرتبهء الوهيت ، و ظاهر اين است كه آن اسم وجود و تجلى است - به اعتبار آن مرتبهء جامع « 1 » - 493 / 3 سپس گوييم : در مرتبهء عماء مرتبهء نكاح اول - از نكاحات پنجگانه كه در آينده گفته خواهد شد - تعيّن و تحصّل مىيابد ، و آن نكاح غيبى ازلى است كه بازگشاى حضرات و مقامات و مراتب اسماء الهى مىباشد ، و مقصود از نكاحات اجتماعات نتيجه بخش است ، هم چنان كه اجتماع اسماء الهى حقايق و معانى را نتيجه مىبخشد ؛ و اجتماع معانى ارواح را ؛ و اجتماع ارواح اشباح و اجسام طبيعى بسيط عنصرى و غير اين‌ها را ، و اجتماع بسايط مولدات را ، و پنجمى اختصاص به انسان دارد ، و حضرات اسماء الهى عبارت از همين نتيجه‌ها است ، پس اجتماع اوّل كه در غيب الهى بين اسماء ذاتى كه به نام مفاتيح اوّلين ناميده شده واقع شده ؛ در اين مرتبه واقع گرديده است ، و ما از آن جهت آن را غيب ناميديم كه نتيجه‌اش وجود علمى غيبى است - نه شهودى عينى - از اين روى گاهى حضرت شيخ قدس سره آن را از مراتب نكاح به شمار نياورده و در برخى از حواشى حكم نموده كه سببش اين است كه آن نسبت به وجود ظاهرى نكاح مجازى بوده است ، گويى نكاح بالقوه مىباشد « 2 » .

مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى به او به اعتبارش در ذات خود

- از آن جهت كه خودش است « 3 » - و به اعتبارش از جهت تعلقش به مظاهر كه هر دو اعتبار اطلاق و تقييد و يا وحدت و كثرت و يا وجوب و امكان و يا غنا و تعلق و يا تنزيه و تشبيه است . 494 / 3 اما به اعتبار اول « 4 » ؛ مبناى آن بر اصولى چند استوار است :
هامش
( 1 ) - اسم « الله » اسمى است براى احديت جمعى اسمائى ؛ به اعتبار جهت ظهور در عالم اسماء و صفات ، و صورت آن عين ثابت انسان كامل است ، هم چنان كه مقام الوهيت مقام ظهور اسم « الله » است در اعيان كونى و وجودى و مظاهر خلقى ؛ به اعتبار احديت جمع ، چنان كه مرتبهء تدلى و نزول الوهيت ؛ و مرتبهء جمع جمع آن عبارت است از فيض مقدس كه باطن الوهيت است ، همان‌گونه كه باطن اسم « الله » و مقام غيب آن عبارت است از فيض مقدس ، پس مقام الوهيت باطن آن است و ظاهرش مظهر اسم « الله » به واسطهء باطن و ظاهر آن . ( 2 ) - يعنى در شأن وجود ظاهرى . ( 3 ) - يعنى اعتبارات از او مسلوب است . ( 4 ) - يعنى به اعتبارش در ذات خود از آن جهت كه خودش است .