تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نسبت به مطلق نشأهء كلى وجودى و موجودات كونى كه صادر از خداوند سبحان‌اند و كلمات نفس او و حرفش هستند ؛ بخار عامى است كه نتيجه اجتماع بين اسماء ذاتى بوده و نخستين مولودى است كه از آن ظاهر گرديده و حكم كردن بر اين كه نفس رحمانى عين عماء است ؛ دليلى « 1 » ظاهر است كه عماء پس از تعيّن اول نمىباشد « 2 » چون در آن امرى زايد بر غيب حق تعالى - مگر تعيّن آن - اعتبار نمىشود ، و خودش خودش بودن و علم او به خودش و اعتبار انبساط نور وجود بر ممكنات و ظهور آنها بدان ، و تولّدش از اسماء ؛ منافى آن باشد . 490 / 3 و نظر من اين « 3 » است كه تعيّن دوم چون برزخى جامع بين احديت و واحديت است ؛ لذا از جهت وحدت مشتمل بر قوهء نسبت احديت - همراه با سرايت واحديت - و از جهت كثرت مشتمل بر نسبت واحديت - همراه با سرايت احديت از دو جهت - مىباشد ؛ پس اعتبار عماء بودن كه عبارت از برزخيت جامع حقايق الهى و كونى در هر يك از دو تعيّن است درست مىباشد ، و اعتبار حكم يكى از دو تعيّن در ديگرى نيز درست است ، بنابر اين اوّلى منبعى مجمل براى همگان است ، و اعتبار عماء بودن براى تعيّن در يكى از آن دو - هر كدام كه باشد - نيز درست است ، زيرا اوّلى منبعى مجمل براى همه است و دومى منبعى مفصل براى همگان ، چون وجود عام فايض نخست از جهت ذات ؛ اوّل ( تعالى ) را پيروى دارد و دوم از جهت تعلق ، براى اين كه صورت اوّل ( تعالى ) و ظاهر او است ، ولى به واسطهء قوهء نسبت احديت ؛ و اين كه تكوّن از جهت سرايت آن ( احديت ) است . لذا حضرت شيخ قدس سره آن
هامش
( 1 ) - خبر شش سطر بالا : در مفتاح الغيب آمده مىباشد . ( 2 ) - از تفسير چنين مفهوم است كه نفس رحمانى عين عماء است و آن هم اولين مرتبهء تعين است . كلام در اينجا مغشوش است و در مصباح آمده : ان العماء ما بعد التعين الاول ، اين « ما » را نافيه گرفتيم و ترجمه همان شد كه در متن است و دو كتاب تفسير و مفتاح با هم اختلافى ندارند ، ولى سخن شارح و محشيّن اين است كه حضرت شيخ در تفسير گفته عماء عين تعين اول است و در مفتاح گفته پس از تعين اول ، و اگر « ما » را موصوله بگيريم با مطالب بعد ناسازگارى دارد . و الله اعلم به حقايق الامور . م ( 3 ) - حقيقت عماء و نفس رحمانى داراى حقيقت و رقيقت و باطن و ظاهر و غيب و شهادت است ، هم چنان كه در تمام حقايق الهى و اسماء ربوبى است ، پس حقيقت و باطن و غيب آن دو عبارت است از فيض اقدس و تجلى اول كه به اعتبار برزخيت و احديت جمعى بدان عماء گفته مىشود و به اعتبار ظهور در كثرت اسمائى ذاتى بدان نفس رحمانى و رقيقت گفته مىشود ، و ظاهر و شهادت آن دو عبارت است از تجلى ظهورى فعلى و فيض مقدس و وجود منبسط ، ولى به اعتبار برزخيت بدان عماء مىگويند و به اعتبار انبساط و ظهور در مراتب تعينات نفس رحمانى . اين را نيك فهم كن و از شاكران باش و غافل مباش .