تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
206 / 3 و از تأنيسات و تأييدات اين مطلب اين كه : مراتب ادراكات يا كلى هستند ؛ يعنى آنها در واجب و مبادى عالى اصلى هستند و در انسان مستنبط و ادراك شدهء از جزئيات‌اند ، و يا آن‌كه جزئى هستند ؛ يعنى به واسطه آلات و افزار بدنى ( ادراك مىگردند و اين جزئيات ) يا به واسطهء حواس ظاهرى ظاهر و آشكاراند و يا به واسطهء حواس باطنى باطن و پنهان‌اند ، و جدايى از يكديگرشان از برخى جهات درست است .

فصل نهم در اين كه اثر براى هر موجودى تنها از جهت وجودش نمىباشد

207 / 3 تأييد اين سخن نخست آن‌كه : تأثير و اثر گذارى به حسب اقتضا است ؛ و وجود از آن جهت كه وجود است اقتضاى خصوصيت نمىكند ، چون وجود عام‌ترين عامها است و هر عامى اختصاصش از جانب ذاتش نيست . 208 / 3 دوم اين كه : اگر وجود اثر بگذارد يا در همانند و يا ضد خود مىگذارد ، در حالى كه اين دو از وى منتفىاند ، چگونه منتفى نباشند ؟ در صورتى كه وى را نه همانند است و نه مساوى ، زيرا وى مثل مساوى است و ضدى ندارد ، براى اين كه غير وجود يا عدم خالص است و يا چيزى است كه وجود بدان تعلق دارد ( يعنى عارضش شده ) پس اولى ( يعنى غير وجود ) چيزى نيست و صلاحيت اثر را ندارد ، و دومى ( يعنى چيزى كه وجود بدان تعلق دارد ) وجودى است كه نسبت عارض آن شده و نسبت هم عدمى است ، بنابر اين در وجود جز وجود باقى نخواهد بود . 209 / 3 سوم آن چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره بيان داشته كه : هر اثرى نسبت بين اثر گذار و اثر پذير است ، و هر نسبتى تحقق و ثبوتش به غير خودش - يعنى به دو طرف نسبت - مىباشد ، پس تحقق اثر به واسطه تحقق اثر گذار است ، و جايز نيست كه نسبت به واسطه تحقق وجود تحقق يابد ، زيرا نسبت عدم است و از وجود ، عدم صادر نمىشود . 210 / 3 چهارم اين كه : وجود اگر اثر گذارد يا در وجود مطلق مىگذارد ؛ كه اين خود