تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
گرديده و در مراتب آن و به حسب آن تعيّن پذيرفته است « 1 » ، سپس ( گوييم : ) هر ذاتى داراى احوالى است و هر مرتبه هم داراى احكامى ، پس احكام ، آثار مرتبه است و آثار اين احكام در ذات صاحب احكام احوال است . 219 / 3 سپس گوييم : حق سبحان داراى ذات و مرتبه « 2 » است كه عبارت از معقول بودن نسبت « إله » بودن وى است ، و آثار حق متعال از جهت الوهيت در مألوه ( مخلوق ) ؛ احكام الوهيت است و آثار اين احكام در ذات خداوند سبحان - نه از جهت تجردش چون در آن جاى سخن نيست بلكه از جهت تعلقش به خلق و از آن جهت كه خلق مظاهر اويند - احوال است ؛ مانند رضا و خشنودى و فرح و اجابت و امثال اينها ؛ و نيز از جهت استناد آنها « 3 » به مرتبه الوهيت ( صفات ) است « 4 » - مانند قبض و بسط و زنده كردن و ميراندن و لطف و قهر و غير اينها - تا اينجا سخن حضرت شيخ قدس سره بود . 220 / 3 حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص گويد : حقيقت حق متعال صورت علمش به نفس خويش - از جهت تعينش در تعقل نفس خود - به اعتبار اتحاد علم و عالم و معلوم است ؛ و صفت ذاتى او كه مخالف ذات او نمىباشد احديت جمعى است كه آن سوى آن نه جمعيتى و نه اعتبارى تعقل نمىگردد ، و تحقق به شهود اين صفت و معرفت آن تماما بستگى به اين معرفت دارد كه حق تعالى در هر متعينى قابل و پذيراى حكم بر خود است « 5 » با
هامش
( 1 ) - يعنى حقيقت در حد نفس خود به وجود واحد ظاهر گرديده و در مرتبهء حقيقت و به حسب حقيقت تعيّن و تعدد پذيرفته ، جز آن‌كه اگر آن را مجرد اعتبار كنيم در نفس خود تعدد مىپذيرد . در تفسير چنين آمده : هر موجودى كه هست داراى ذات و مرتبه است و مرتبه احكامى دارد كه در وجود متعينش به حقيقت ثانوى ظاهرى مىشود و آثار آن احكام را در ذات صاحبش احوال مىنامند ، و مرتبه عبارت است از حقيقت هر چيزى - نه از جهت تجردش - بلكه از جهت معقول بودن نسبت جامع آن‌كه بين آن و بين موجودى كه مظهر آن است مىباشد ، و حقايق تابع آنند ، زيرا گفتيم كه بعضى از حقايق تابع بعضى ديگراند و تابع بودن احوال است براى متبوع ، و اين كه موجودات زائد بر حقايق مختلف كه بوجود واحد ظاهر شده و در مراتب آن و به حسبش تعيّن و تعدد پذيرفته‌اند نمىباشند ، نه اين كه وقتى مجرد از جفت شدن به اين حقايق اعتبار شود در نفس خود تعدد مىپذيرد ، انديشه كن تا معنى عبارت را دريابى ، و در نقل شارح اختلال به چشم مىخورد . ( 2 ) - يعنى مرتبه عبارت است از معقول بودن نسبت « إله » بودن وى . ( 3 ) - يعنى از جهت اين كه خلق مظاهر او هستند . ( 4 ) - يعنى از جهت استناد آنها به مرتبه‌اى كه آن مرتبه الوهيت است صفات مىباشد . و لفظ صفات از نسخهء نزد ما افتاده و سخن هم ناتمام است . ( 5 ) - يعنى به واسطهء احكامش پذيراى حكم بر خودش است . م