تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
جز به واسطهء آن ظاهر و آشكار نمىگردد صورت است ، پس همانند اين را در آن‌چه كه مظهر الهى ناميده شده بشناس . 110 / 3 دوم اين كه : ظهور شئى عبارت است از نسبت تعيّن آن شئى در ذات خود ، پس ظهور حقيقت كونى نسبت تعين ايجادى « 1 » آن است و داراى مراتب « 2 » - به شمار مراتب نكاح - چنان كه حضرت شيخ قدس سره در نفحات گفته : هيچ چيزى را جز به واسطهء نكاح نه ايجادى هست و نه ظهورى ، بنابراين از آن‌چه گفته شد دانستيم كه مراتب كلى ظهور همانند مراتب نكاح است ، يعنى حقايق ؛ صور اجتماعات اسمائى و مظاهر نسبتهاى علمىاند ، و ارواح صور اجتماعات حقايق ، و مظاهر مثالى و جسمى صور اجتماعات روحانى هستند ، و از آن جمله دانستيم كه همگان داراى صورت وجودى روحانى بوده و نيز همگان صورتهاى تجلى احدى سارى در حقايق ممكنات بوده كه به حسب آنها متعين شده است « 3 » ، و از اقسام ظهور ظهور اعمال بندگان و گفتار و خوهاشان به صورتهاى مثالى در پايان كار آنها مىباشد « 4 » ، و از آن جمله ظهور « 5 » هيولى به واسطهء صورت و جواهر به سبب اعراض است . 111 / 3 سوم آن چيزى است كه در تفسير فاتحه بيان داشته و آن اين كه : هر ادراك شده‌اى از صورتها - به هر نوعى از انواع مدارك كه ادراك شده باشد - جز نسبت اجتماعى در يك مرتبه و يا مراتب گوناگون - آن هم بر حسب اختلاف انواع اجتماعات - نمىباشد ، پس تركيب جمعى - به حكم احديت جمع الهى كه سارى در آن است - عين صورت را حادث مىنمايد ، پس متعلق حدوث عبارت است از تركيب و جمع و ظهور - نه اعيان مجرد و حقايق كلى - و متعلق شهود عبارت است از مركب از بسايط ، با اين كه چيز زايدى بر آن نيست ؛ مگر به واسطهء نسبت جمع آن‌كه آشكار كنندهء امر موجود در آن است ، آن امرى كه اگر اجتماع بر گونه‌اى كه مقصود بوده است نبود ؛ نه دانسته مىشد و نه عين آن ظاهر گشته بود ، بنابراين بساطت حجاب و پردهء تو است ؛ و به واسطهء تركيب كه خود پرده‌اى است بر روى حقايق ؛ آن
هامش
( 1 ) - نسبت ايجادى به واسطهء ظهور حقيقت كونى است . ( 2 ) - يعنى ظهور داراى مراتب است . ( 3 ) - يعنى دانسته شد كه همگان صورتهاى تجلى احدىاند ، چون در اجتماع و نكاح ؛ تجلى احدى سارى اعتبار است . ( 4 ) - يعنى پايان كار اعمال و گفتار و خوهاشان در عالم مثال . م ( 5 ) - يعنى عروج آن .