ذاتى را بطور دايم و استمرار ، با دميدن صور ( اسرافيلى در رستاخيز ) بىهوش نمىشوند ، و هر كس كه شأنش اينگونه است ؛ از مقام نفخ اسرافيلى برترى و رفعت دارد ، چون نفخ در كسى كه از آن برترى دارد مؤثر نيست و تأثيرش در كسانى است كه از آن درجه نزول و فرود دارند .
تحقيقى شريف و بلند 22 / 3 حضرت شيخ قدس سره در رسالهء هاديه گويد : هيچ موجودى از موجودات نيست جز اين كه ارتباطش با حق متعال از دو جهت است جهت زنجيرهء ترتيب كه آغاز آن عقل اول است ؛ و جهت طرف وجوبش كه سوى حق تعالى است ، و اين موجود از اين جهت « واجب » بر او صادق است - اگر چه وجوبش به غير خودش باشد - و مقصود محققان از اين وجوب مخالف نظر غير خودشان است « 1 » . و راز آن اين كه : شمول وحدت ذاتى حق متعال كه گسترده و منبسط بر هر متصف به وجود است ؛ حكم به استهلاك و نابودى احكام كثرت و وسايط ؛ و آشكار كنندهء احديت تصرف و متصرف ( تصرف كننده ) دارد ، يعنى آنچه غير از حق متعال كه موصوف به علتاند همگى علّت معده و غير مؤثراند ، هيچ اثرى از موجودى در موجود ديگر - جز از جانب حق واحد قهار - نيست .
23 / 3 گويم : مقصود از اين نكتهء اخير اين است كه : آنچه كه در اين اصول ( يعنى اصولى كه در اين كتاب بيان داشتيم ) بر آن مؤثر اطلاق مىگردد ؛ مراد همان علت معده است ، و مؤثر حقيقى همان سرّ الهى است ، و هيچ موجودى نيست مگر آنكه وحدت حق تعالى در او سارى است ، پس اين موجود دلالتش بر وحدت موجد و پديد آورندهء خود اولى و سزاوارتر است .
هامش
( 1 ) - زيرا نظر حكما از وجوب غيرى ؛ وجوب به علل و اسباب ( جمع سبب ) آن است ، در حالى كه محقق در اين نظر اصلا كثرتى نمىبيند ، و نيز حكيم مىگويد : وجوب غيرى صفت ممكن است - بهگونه استقلال - ولى نزد عارف محقق وجودى غير از وجود قيوم مطلق استقلال ندارد .