و همگى شواهد آيات براى عموم اهل شريعت ؛ و رسوم قواعد هدايت براى خواص صاحبان طريقت ؛ و هجوم عوايد عنايات براى اخص خواص از ارباب حقيقت نصب مىشود ؛ تا نزد همگان از جهت علمى و عينى و حقيق و واقعا روشن شود كه : همهء كارها آغازش از جانب پروردگار است و انجامش هم به سوى او است و تمام كارها به او باز مىگردد
: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
، يعنى : او اول و آخر و ظاهر و باطن است و همو داناى به تمام اشياء است ( 4 - حديد ) و اين تمامش از مقامات قاب قوسين بود .
190 / 2 و اما مقام اوادنى كه اختصاص به سير پيغمبر ما - سرور پيشينيان و پسينيان صلى الله عليه و آله - دارد : آغاز شروع در سير آن پس از منتهى شدن به اينجا است و سرّ آن شهود : هر چيزى در آن معنى همه چيز هست ، و چگونگى حصول اين سير اين كه : بين اسماء ذاتى - كه همان مفاتيح غيباند - و احكام وحدانى ثابت در تجلى اول ؛ و بين اسماء كلى اصلى متعيّن در تجلى دوم - پس از ظهور كمالات اشتمالى و اختصاصى آنها در همان سير اوّلشان و بازگشتشان به كمالاتشان - اجتماع و امتزاجى به واسطهء سرايت محبت اصلى در هر يك آنها و در مظاهر روحانى و نفسانى آنها حاصل مىشود ، و از اين اجتماع - به واسطهء تأثير امور ذاتى در صفاتى و اصلى در فرعى - قلب تقى نقى احدى جمعى محمدى پديد مىآيد كه صورت عين برزخيت نخستين اصلى است ؛ و در آن عين تجلى اول - كه داراى احديت جمعى بين اسماء كلى و جزئى و اصلى و فرعى و ذاتى و صفاتى است و مطلقا هيچ چيز از آن پنهان و ناپيدا نيست - تجلى مىكند ؛ و هر يك از آن اسماء مشتمل بر همهء اسماء است - اشتمالى حقيقى در ذوق ( مكاشفه ) و شهود و نظر به عين قلب خود ( سالك سيار ) - و بيان الهى كه : اودانى ، يعنى بلكه نزديكتر ( 9 - نجم ) اشاره به اين احديت جمعى دارد .
191 / 2 و چون محبت اصلى اولى عين قابليت و عين حقيقت حقايق احمدى و برزخيت اول بين واحديت و احديت است ؛ لذا مقصد توجه و تعلق آن ( محبت اصلى ) عين مزاج اجمل و قلب اعدل محمدى صلى الله عليه و آله است كه هر دو محل كمال استجلاى ذاتى احدى هستند كه در آغاز نور او بوده است . از اين روى نام حبيب الله از خصوصىترين نامهاى آن حضرت و ديگر وارثان علم و مقام او مىباشد .