در حالت دوم يقين و معلوم را مشاهده كند ؛ و در حالت سوم به حقيقت برسد . بعضى گويند : مراد آنها از علم اليقين علم معاملات دنياست ؛ و عين اليقين حال نزع و وقت بيرون رفتن از دنياست ؛ و حق اليقين علم به كشف و رؤيت اندر بهشت است .
علم لدنى : علمى كه بنده از خدا آموزد بدون واسطهء ملك و يا پيغمبرى ، و اهل قرب را به تعليم الهى و تفهيم ربانى معلوم و مفهوم شود نه به دلائل عقلى و شواهد نقلى ؛ و فرق علم لدنى و علم يقين آن است كه علم يقين ادراك نور ذات و صفات الهى است و علم لدنى ادراك معانى و كلمات از حق است بيواسطهء بشر و آن بر سه قسم است : وحى ، الهام و فراست .
غافر : آمرزندهء گناه ، پوشندهء گناه . نامى از نامهاى خداى تعالى .
غش : بيهوشى ، مدهوشى . خيانت كردن ، گول زدن ؛ و به كسر اول به معناى به غرض نصيحت كردن و پند ناخالص دادن است .
غوى : گمراه ، بيراه ، ضال .
فحسب : پس بس است .
فرق : ( در مقابل جمع ) اشارت به خلق است بدون حق . بعضى گويند به معناى مشاهدهء عبوديت است .
و گويند فرق آن است كه به تو نسبت داده شود و جمع آن است كه از تو سلب شود ، به اين معنى كه امور كسبى بنده فرق است و آنچه از طرف حق است جمع است ، و هركه تفرقه نداشته باشد بندگى ندارد و هركه جمع ندارد معرفت ندارد ، زيرا تفرقه شريعت و جمع حقيقت است . تفرقه آغاز ارادت است و جمع انجام آن . مظفر كرمانى گويد :
فرق قبل الجمع فرق اهل جمع * عين فرق آن حجاب عين جمع
آنكه جانش گشت اندر جمع غرق * عين جمعش شد حجاب عين فرق
فرق بعد الجمع : شهود خلق است قايم به حق ، يعنى حق را در تمام موجودات و مخلوقات مشاهده نمايد كه مقام بقاء باللّه است و فرق بعد الجمع است و فرق ثانى است .