اقتضا كرد كه هر ذره را از ذرات وجود نوري بخشد وآن نور است كه سبب ظهور وجود أو بود از كتم عدم تا بدان نور مشاهدهء جمال آنحضرت تواند كرد بقدر قوت آن نور از آنجمال خبري تواند داد وعبارتى تواند كرد چه أو را جز باو نتوان ديد لا يحمل عطاياهم الا مطاياهم .
پس فاطر كاينات هريكيرا بحسب استعداد خود عطائي فرمود وهر شخصي را موافق حال أو در مطالع معارف وحقايق اسرار ذات وصفات - الوهيت مرتبهاى تعيين كردند كه
وَما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
لا جرم هر عارفي از آنحضرت عبارتى ديگر گويد وهر عاشقى نشان [ ديگر ] دهد وهر سالكى راه ديگر پويد وهر محققي أشارت ديگر ادا كند وهر محبي ذوق ديگر يابد .
اى ترا در هر دلى كار دگر * در پس هر پرده بازار دگر
هردمى هر ذره را بنموده باز * از جمال خويش رخسار دگر
چون جمالت صد هزاران رويداشت * بود در هر ذره ديدار دگر
دام حسنت دايما گستردهاى * تا بود هردم گرفتار دگر
[ اقسام سالكان طريقت ]
بدان كه سالكان طريقت بر اقساماند وهر قسميرا در مطالعهء أنوار توحيد مقامي وأهل هر مقام را مشربى از إشارات رباني وحظ هر مقامي از [ آن آيتي از ] آيات مجيد . چون صبح سعادت عاشقان از مشرق عنايت طلوع كند [ أشارت ]
إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
براي تعليم توحيد أطفال طريقت جلوه كند وچون شجرهء طيبه در زمين بستان دل ثابت شود وأصل قاعدهء توحيد در صحراى عقول راسخ گردد تسقيهء شجرهء ايمان از مياه ينبوع
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
بود وچون تسقيه بكمال رسيد شجرهء توحيد مثمر أنواع طاعات وعبادات گردد كه يسقى
بِماءٍ واحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ
وسر
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
مشاهده افتد وعبادات ظاهر از