تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
سير عنقاى جمالش كه نگنجد در كون * طمع جلوهء أو بين تو زهر بىجايى قطرهء بىسر وپا را ز كجا آن مقدار * كه درون دل خود جاى دهد درياى سخن دوست درين پرده كسى را زيبد * كه به غير از غم يارش نبود پروايى شرح درد دل خود كردمى ار يافتمى * در همه عمر دمى روى جهان آرايى از خط وخال تو هر بيخبرى را چه خبر * به سها ره نبرد ديدهء نابينايى لاف عشقش مزن امروز علايى بزبان * چون يقين از پس امروز بود فردايى

[ ميان آب حياتي وآب مىجويى - فراز گنجى واز فاقه در تك وپويى ] 41 « * »

ميان آب حياتي وآب مىجويى * فراز گنجى واز فاقه در تك وپويى تو كوى دوست همى جويى ونمىدانى * كه گر نظر بحقيقت كنى تو آن كوبى رخى كه آينه بنموده است نيز از تست * چو نيك درنگرى أصل وفرع آن رويى ز بوى زلفش از آن غافلى كه مزكومى * وگرنه از خم زلفش تو خود يكى مويى سرادق جبروتي معطر از دم تست * تو مشك طيبي واز جهل جيفه مىبويى
هامش
( * ) آ : ص 427 مخمس بيست وهشتم ، ب برگ 199 الف غزل 40 ، ت : برگ 448 غزل 26 ، ن : ص 17 غزل 28 .