اما « 1 » أول بدانكه اسم « اخى » در لغت « 2 » « برادر » است وعامهء مردم برادر كسى را دانند « 3 » كه از يك پدر يا از يك مادر باشد « 4 » واگر كسى ديگر را برادر خوانند از سر رسم يا تكلف بود اما در واقع أو را برادر اعتبار نكنند .
مرتبهء دوم خواص مؤمناناند وعلماى دين كه بقوت علم ونور ايمان « 5 » از مرتبهء تقليد ورسوم ترقى كنند وبقدر حوصلهء هركس أحوال واسرار وحقائق دين از شواهد اختيار وآثار « كتاب وسنت » استدلال كنند . پس بحكم
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
« الف » همه « 6 » مؤمنان را برادر دانند . مرتبهء سوم اصطلاحى وآن ميان أرباب قلوب وأهل تحقيق است كه اين طائفه اين اسم را اطلاق ميكنند براهل مقامي از مقامات سلوك كه عبارت « 7 » از آن مقام « فتوت » است وفتوت مقامي « 8 » است از مقامات سالكان وجزوى است از فقر وقسمي است از ولايت .
وأزين جهت است كه مشائخ « 9 » طريقت كثر اللّه سوادهم چون يكى را « 10 » از أصحاب خود كه استعداد وى در دقائق مناهج طريقت نوعي از كمالات را « 11 » يافته باشد وأنوار اسرار حقائق « 12 » فقر برجان أو تافته ، خواهند كه خليفهء خود سازند وى را خلعتى « 13 » تمام پوشانند كه عبارت از ان خرقه است .
وچون أرباب فتوت يكى را از أصحاب خود ، كه « 14 » متصف بود بكرم وسخاوت « 15 » وعفت وامانت وشفقت وحلم وتواضع وتقوى ، أو را « اخى » نام نهند ودر مقام فتوت ، به تربيت وتعليم أو را « 16 » ، بر آستانهء خدمت نصب كنند
هامش
( 1 ) - پا وچ فقط دارد .
( 2 ) - ايا : بمعنى .
( 3 ) - ايا : گويند وقدس : را ندارد .
( 4 ) - در بيشتر نسخ باشند .
( 5 ) - مم : علم وعمل وايمان .
( الف ) الحجرات آيهء 10 .
( 6 ) - چ : همه ندارد .
( 7 ) - مم : كه فتوت است ندارد .
( 8 ) - چ : مقام .
( 9 ) - قدس : طريقت ندارد .
( 10 ) - را : اضافهء مصحح .
( 11 ) - ايا : اسرار حقائق ندارد .
( 12 ) - بيشتر نسخ : خلعت .
( 13 ) - ايا : كه استعداد وى متصف .
( 14 ) - مم : سخا .
( 15 ) - چ : ورا فاقد است .
( 16 ) - چ : وى را .