ولى اين سخن چندان درست نيست زيرانه جوانمردى مخصوص إيراني وزادهء فكر ايرانيان بوده ونه مىتوان گفت كه فتوت مانند تصوف به شبه قاره راه پيدا نكرده است خصوصا با توجه به اينكه أسامي چند تن از اخىها وفتيان را مىبينيم كه بعضي از آنها از إيران به آن سامان مهاجرت نموده ودر آنجا مريدانى تربيت نمودهاند . مثلا شيخ سراج الدين عثمان اخى ( م 758 ه در بنگال واز مريدان شيخ نظام الدين أولياء دهلوى م 725 ه ) كه از لفظ اخى پيداست از أهل فتوت بوده است . وى أصلا از لكهنو بوده وبيشتر در دهلي مىگذرانده واز سال 728 ه در بنگاله به ارشاد ووعظ مىپرداخته است . « 1 »
همينطور شيخ سيد اشرف جهانگير سمنانى كه بعضي از سفرها در معيت مير سيد على همداني بوده وآخر الامر در بنگاله توطن گزيده ودر سال 808 ه در همانجا وفات يافته از أهل فتوت بوده است . « 2 »
از پادشاهان شبه قاره نيز سلطان شهاب الدين محمد غورى ( 585 - 602 ه ) به تشكيلات فتوت ناصري وابسته بوده است . « 3 »
باز جالب است كه چند تن از شعراى شبه قارهء هند وپاكستان كلمهء فتوت را بعنوان تخلص برگزيدهاند ومختصرى از أحوال آنان كه تاكنون بدست ما رسيده ، نشان ميدهد كه همهء آنان از فتيان وجوانمردان بودهاند . مثلا :
1 - حبيب اللّه فتوت كشميرى كه مردى با همت وفتوت بود ومدتها در رفاقت نواب غازي الدين خان فيروز جنگ پسر آصف جاه به سر مىبرد . « 4 »
2 - فتوت حسين خان « فتوت كشميرى » كه در قرن دوازدهم هجرى در عهد محمد شاه ( يكى از پادشاهان تيمورى شبه قارهء هند وپاكستان ) زندگانى مىكرده واز جوانمردان بوده است .
3 - ميرزا أبو تراب « فتوت لاهورى » كه جدش از خواف ( هرات ) به
هامش
( 1 و 2 ) - تذكرهء صوفياى بنگال ( اردو ) ص 216 ، 309 ، 310 .
( 3 ) - كتاب الفتوة ابن المعمار ، ص 68 - 69 .
( 4 ) - تذكرهء شعراى كشمير ، ج 3 تكمله ، ص 1082 .