تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
محى الدين ابن عربى وجوامع الحكايات ولوامع الروايات از محمد عوفي ( م 635 ه ) « 1 » وكتاب الفتوة ابن المعمار الحنبلي وفتوت‌نامهء منظوم ناصري ورسالهء فتوتيهء على همداني وفتوت‌نامهء سلطاني وكتاب جديد « الصلة بين التشيع والتصوف » ( المجلد الثاني ) تأليف دكتر كامل مصطفى شيبى وهمينطور ساير تذكره‌هاى صوفيه وغيره . خلاصهء بحث چنين است كه بزرگان صوفيه وعرفاى اسلامى بعلت شباهت زياد ما بين أصول اساسى فتوت وطرز فكر خودشان ( كه مبنى بر ايثار وجهاد با نفس است ) اين مسلك را با تصوف وعرفان ارتباط خاصي داده
هامش
( 1 ) - سديد الدين يا نور الدين يا جمال الدين محمد بن محمد عوفي بخارى ( از أولاد صحابي رسول عبد الرحمن بن عوف ) اين كتاب را در صد باب وچهار قسمت تاليف كرده كه هر قسمت داراى 25 باب است . قسمتى از اين كتاب را ملك الشعراء بهار ودكتر محمد معين وآقاى محمد رمضانى جداگانه بچاپ رسانده‌اند وقسمتى از آن را نيز دكتر نظام الدين احمد أستاذ زبان وأدبيات فارسي دانشگاه عثمانيهء حيدرآباد دكن بزبان انگليسى ترجمه كرده چنانكه فرزند أستاذ فقيد دانشگاه پنجاب حافظ محمود احمد شيرانى ، مرحوم اختر شيرانى نيز قسمتى از حكايات آن را درد ومجلد به زبان اردو برگردانده است . واين ترجمه نيز بوسيلهء انجمن ترقى اردو در هند در سال 1943 م در دهلي به چاپ رسيده است نسخهء خطى بسيار نفيس اين كتاب مؤرخ 1129 هجرى ( كه باب‌هاى 24 و 25 را فاقد است ) در كتابخانهء ملى ملك بشمارهء 4146 موجود است . در باب نهم ويازدهم اين كتاب حكايات جالب توجهى در ضمن بيان مسلك جوانمردى ورابطهء فتوت با تصوف آمده است از آن جمله : ( الف ) وقتي پادشاهى از وزير خود پرسيد كه علامت جوانمردى چيست گفت جوانمردى را سه نشان باشد : وفاى بىخلاف وستايش بىخوف وعطابى سئوال‌كننده . گفت آنكس كه مال بخشد كسى را ونشناسد زيرا كه اگر مال كسى را بدهد كه بشناسد از دو علت خالى نباشد با از راه شفقت باشد يا از راه ريا ، وكمال جوانمردى آنست كه خود را از اين علت‌ها مصون دارد » در باب يازدهم قسمت دوم ميفرمايد كه وقتي تا هفت روز مهمانى به منزل حضرت على نيامد وحضرت از اين امر ناراحت شده وگريه ميكرد كه : « اين از غايت همت ونهايت مروت وفتوت اوست عليه السلام » ( اين واقعه نظير واقعه‌ايست كه در بوستان سعدى به حضرت خليل الرحمان منسوب گرديده وقبلا بان اشارتى رفت ) هم درين باب حكايت هيزم‌كش جوانمرد را ذكر كرده كه شيخ سعدى نيز آن را در باب سوم گلستان آورده است .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد رياض