تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نفوس است همين‌طور درباره‌ى سيرت وزندگانى طالبان راه خداوندى هم صحبتي در آن رفته است . اين رساله را باين صورت مير سيد على همداني ترتيب نداده بلكه يكى از عقيدتمندان أو از نوشته‌هاى پراكندهء وى جمع‌آورى كرده است . دو مقدمه آمده است كه « آنرا جمع كرد وترتيب داد أضعف عباد اللّه وافقر هم برهان بن عبد الصمد « 1 » واين رساله را « سير الطالبين » نام نهاد » . ميفرمايد كه احكام شرع اسلام اگرچه معين ومستقل است ولى در بمضي أمور فرعى ميتوان حالت شخصي را در نظر گرفت وقضاوت كرد وسخت‌گيرى در أمور فرعى كار شايسته‌اى نيست مثلا : روزى جوانى به پيش رسول ( ص ) آمد . پرسيد كه روا باشد كه در رمضان تقبيل زوجهء خود كنم ؟ گفت نى . پس پيرى آمد وهمچنين سوال كرد رخصت فرمود اعتماد بر ضعف شهوت وى » . درين رساله جامع آن براي استشهاد در مورد معاني ومطالب مختلف به آيات واخبار كمتر ولى به اشعار سيد وديگران زياد استناد جسته است وشايد در نوشته‌هاى سيد هم بهمين‌طور بوده وأو اين اثر را از روى آن جمع‌آورى كرد وترتيب داده است . از آن جمله است تك بيت‌هاى زير :
أرباب ذوق در غم تو آرميده‌اند * وز شادى ونعيم دو عالم رميده‌اند دلى را كز غم عشقش سرموئى خبر باشد * ز تشريف بلاى دوست بروى صد اثر باشد قومي كه دل بمجلس جانان همى برند * اقبال مايه ايست كه ايشان همى برند گر نسيم وادى اسرار خواهى تن گداز * ور تجلى جمال يار خواهى جان بباز
هامش
( 1 ) - دربارهء جامع اطلاعاتى بدست نيامد .