قدرت و نفوذ قريش
قريش كه روزى يكى از قبايل كوچك ، فقير و بىقدر و اعتبار جنوب حجاز بود ، در اثر قدرت اقتصادى و مذهبى ، كمكم به صورت قبيلهاى نيرومند ، مشهور و خوشنام عرب درآمد و از نظر شرف ، ارزش و اعتبار ، خود را برتر از قبايل ديگر معرفى كرد . به تعبير يكى از مورخان معاصر ، آن روز ، قبيلهء قريش نسبت به ساير قبايل حجاز ، مزيتهاى زيادى داشت همانطور كه لاوىها در ميان يهود و كشيشان در ميان مسيحيان داراى امتيازاتى بودند . « 1 » مخصوصاً پس از حادثه سپاه فيل و شكست ابرهه احترام قريش كه كليددار كعبه بود ، در افكار عمومى بالا رفت « 2 » و آنها از اين حادثه به نفع خود بهرهبردارى كرده ، خود را « آلالله » ، « جيرانالله » ، و « سُكّان حرمالله » ناميدند « 3 » و بدينوسيله پايگاه مذهبى خود را استوارتر ساختند و در اثر احساس قدرت ، به فساد و انحصارطلبى گراييدند « 4 » بهطورىكه يك سلسله مقررات نوظهور و تحميلى را درمورد قبايل ديگر به مورد اجرا گذاشتند ؛ مثلًا قريش از قبايل ديگر ، بىهيچ شرطى دختر مىگرفت ، ولى با اين شرط به آنها دختر مىداد كه بدعتهاى خاص دينى قريش ، بهويژه در مورد مراسم حج و طواف را بپذيرند ! « 5 » از مسافرانى كه وارد مكه مىشدند ، ماليات مىگرفت « 6 » و اسم آن را حق قريش مىنهاد . « 7 » علاوه بر اين ، ادارهء مراسم حج را در انحصار خويش گرفته ، حجاج را به پيروى از مقررات خود ملزم مىساخت بهطورىكه حركت حجاج از منى و رمىجمرات مىبايست با اجازهء قريش باشد . « 8 »