تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦

مباهله با هيأت نمايندگان مسيحيان نجران « 5 »

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به موازات مكاتبه با سران و زمامداران جهان ، نامه‌اى نيز به اسقف نجران نوشت . پيامبر در اين نامه ، با ستايش از خداى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ، از او [ و مسيحيان ديگر ] خواست كه از پرستش بندگان دست‌كشيده و به پرستش خداوند روى آورند و از ولايت بندگان درآمده به ولايت خدا گردن نهند ، و يا جزيه بپردازند ، و در غير اين صورت در انتظار جنگ باشند . « 1 » طبق برخى روايات ، پيامبر اسلام ، آيهء 64 سورهء « آل عمران » ، « 2 » را نيز در نامهء خود ذكر كرد . « 3 » اسقف نجران پس از دريافت نامهء پيامبر اسلام ، شورايى با شركت بزرگان نجران و شخصيتهاى مذهبى جهت بررسى موضوع تشكيل داد . چون دانشمندان مسيحى اطلاعاتى در مورد نشانه‌هاى پيامبر اسلام و بعثت قريب‌الوقوع او داشتند ، شورا نظر داد كه هيأتى عازم

هامش
( 5 ) . نجران يكى از مراكز يمن در سمت مكه بوده است . ( ياقوت حموى ، معجم‌البلدان ( بيروت : دار احياء التراث العربى ، ج 5 ، ص 266 ) . عمادالدين ابوالفداء ( 672 - 732 ه . ق ) مىنويسد : « نجران شهر كوچكى است پر از نخلستانها . . . از راه معتدل ، از مكه تا نجران را در حدود بيست روز طى مىكنند . » ( تقويم‌البلدان ، ترجمهء عبدالمحمد آيتى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، 1341 ، ص 127 . ) گويا اين شهر در چند قرن بعد توسعه يافته بوده است ؛ زيرا زينى دحلان ( 1231 - 1304 ه . ق ) مىنويسد : « نجران شهر بزرگى است در هفت منزلى مكه ، در سمت يمن كه هفتاد و سه قريه دارد . » ( السيرةالنبوية و الآثار المحمدية ، ج 2 ، ص 144 . ) امروز چنان‌كه نقشهء كشور عربستان سعودى نشان مىدهد ، نجران يكى از شهرهاى اين كشور ، نزديك مرز يمن است .
( 1 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ( نجف : المكتبة الحيدرية ، 1384 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 70 - 71 ؛ ر . ك : البداية والنهاية ( بيروت : مكتبة المعارف ، 1977 م ) ، ج 5 ، ص 53 ؛ بحارالانوار ، ج 21 ، ص 285 ؛ وثائق ، محمد حميداللّه ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ، ص 34 ؛ على احمدى ، مكاتيب الرسول ( ط 3 ، 1363 ش ) ، ج 1 ، ص 175 .
( 2 ) . « قُل يا أهل الكِتابِ تعالَوا إلى كلمةٍ سواء بينَنا وَ بينكُم أَلَّا نَعبُد إلّا اللّه و لا نُشركَ بِه شَيئاً و لا يتَّخِذ بعضُنا بَعضاً أرباباًمِن دونِ اللّه فإن تولَّوْا فقُولُوا اشْهَدُوا بأَنّا مُسلمون . »
( 3 ) . سيدبن‌طاووس ، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرّة فيالسنّة ، تحقيق : جواد الفيّومى الإصفهانى ( قم : مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزهء علميه قم ، ط 2 ، 1377 ) ، ج 2 ، ص 311 .