را ( كه مىبايست هفت بار ، سعى كنند ) طى نمىكردند . « 1 » همچنين مشركان در موسم حج بر خلاف سنت ابراهيمى ، پيش از غروب خورشيد ، از عرفات به سوى مزدلفه ( مشعر ) كوچ مىكردند . « 2 » مجموع اينها باعث شده بود كه چهرهء حج ابراهيمى مشوّش ، و اين عبادت بزرگ توحيدى به شرك و خرافه آلوده گردد . با نزول آيهء وجوب حج ، « 3 » رسول خدا با اعلام قبلى ، با جمعيت انبوه مسلمانان مدينه و مردم باديه ، عازم حج شد « 4 » و در اين سفر ، حج ابراهيمى را عملًا به مسلمانان آموخت . حضرت ضمن مراسم حج ، تأكيد داشت كه مسلمانان اعمال حج را با دقت از او ياد بگيرند ؛ زيرا شايد سال آينده ، حج نصيب او نشود . « 5 » رسول خدا مىفرمود : « مواظب مَواقِف و مشاعر حج باشيد ؛ زيرا آنها از ميراثهاى ابراهيم است . » « 6 » پيامبر در اين سفر ، بدعتهاى مشركان و ( بهويژه ) قريش را در حج از بين برد ، از آن جمله با آنكه خود او از قريش بود ، در عرفات ، وقوف و از آنجا به مزدلفه كوچ كرد ؛ « 7 » زيرا دستور خدا بود كه : « سپس ، از همانجا كه مردم روانه مىشوند ، شما نيز روانه شويد . » « 8 » همچنين حضرت پس از غروب خورشيد ، از عرفات كوچ كرد . « 9 » اين حج ، به لحاظ مناسبتهايى كه در بر داشته ، « حَجَّةُالوداع » ، « حجَةالاسلام » و « حَجَّةُالبلاغ » ناميده شد . « 10 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 304
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٣٠٤
هامش
( 1 ) . حلبى ، السيرةالحلبية ، ج 3 ، ص 317 .
( 2 ) . واقدى ، پيشين ، ج 3 ، ص 1104 .
( 3 ) . « و أَذِّنْ في النّاس بالحجِّ يأتوكَ رجالًا و على كُلِّ ضامرٍ يأتينَ مِن كلّ فجٍّ عميقٍ . » ( حج ( 22 ) : 27 . )
( 4 ) . كلينى ، الفروع منالكافى ( تهران : دارالكتب الإسلامية ، 1384 ه . ق ) ، ج 21 ، ص 390 .
( 5 ) . ابنسعد ، الطبقاتالكبرى ، ج 2 ، ص 181 ؛ حلبى ، پيشين ، ج 3 ، ص 327 .
( 6 ) . واقدى ، پيشين ، ص 1104 .
( 7 ) . واقدى ، پيشين ، ص 1102 ؛ زينى دحلان ، پيشين ، ج 2 ، ص 143 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 21 ، ص 392 .
( 8 ) . « ثُمَّ أفيضُوا مِن حيثُ أفاضَ الناسُ . . . » ( بقره ( 2 ) : 199 . )
( 9 ) . واقدى ، پيشين ، ص 1104 ؛ مجلسى ، پيشين ، ص 379 .
( 10 ) . زينى دحلان ، پيشين ، ج 2 ، ص 143 .