تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

ابوبكر رهسپار مكه شد . در اين هنگام ، وحى الهى نازل گرديد و به پيامبر دستور داد كه بايد اين پيام را خود او ، يا كسى كه از اوست ، به مردم ابلاغ كند . « 1 » با دريافت اين پيام ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به على عليه السلام ، فرمان داد به سمت مكه حركت كند و در راه ، آيات را از ابوبكر بگيرد و در اجتماع حاجيان ، به مشركان ابلاغ كند . على عليه السلام درحالىكه بر شتر مخصوص پيامبر سوار شده بود ، راه مكه را در پيش گرفت و سخن پيامبر را به ابوبكر رسانيد . او آيات را به على عليه السلام تسليم نمود و با ناراحتى به مدينه بازگشت و به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و اظهار داشت : « مرا براى اين كار لايق و شايسته ديدى ، ولى چيزى نگذشت كه مرا از اين مأموريت عزل و بر كنار نمودى ، آيا در اين مورد فرمانى از خدا رسيد ؟ » پيامبر فرمود : « پيك الهى رسيد و گفت جز من يا كسى كه از خود من است ، شخص ديگرى براى اين كار صلاحيت ندارد . »

متن اعلام برائت و اخطاريهء پيامبر صلى الله عليه و آله

على عليه السلام وارد مكه شد و در روز دهم ذىالحجة آيات نخست سورهء برائت را در اجتماع عمومى قرائت نمود « 2 » و اخطاريه پيامبر را بدين شرح به گوش تمام حاجيان رسانيد : 1 . خدا و پيامبر اسلام از مشركان بيزارند . 2 . از سال آينده هيچ مشركى حق گزاردن حج ندارد . 3 . هيچ‌كس حق طواف با بدن برهنه پيرامون كعبه ندارد . « 1 » 4 . مشركان از امروز چهار ماه مهلت دارند تا به مأمن و سرزمين خود بازگردند و پس از سپرىشدن چهار ماه ، براى هيچ مشركى عهد و پيمانى نخواهد بود مگر كسانى كه با رسول

هامش
( 1 ) . « لا يؤديها عنك الا انت او رجل منك . »
( 2 ) . اين حادثه با اندكى اختلاف در جزئيات ، در منابع و مآخذ ياد شده در زير آمده است : تاريخ الأُمم والملوك ، ج 3 ، ص 154 ؛ سيرهء ابن‌هشام ، ج 4 ، ص 190 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 291 ؛ تفسير مجمع‌البيان ، ج 5 ، ص 3 ؛ تذكرةالخواص ، ص 57 ؛ البداية والنهاية ، ج 5 ، ص 37 و 38 و ج 7 ، ص 358 ؛ تفسير روح‌المعانى ، ج 1 ، تفسير سورهء « توبه » ؛ تفسيرالمنار ، ج 10 ، ص 157 .
( 1 ) . طواف برهنه ، يكى از مظاهر انحطاط دينى مشركان بود و ريشه در انحصارطلبى قريش داشت . در اين‌باره در فصل سوم از بخش اول اين كتاب ، در بحث « وضع آشفتهء دينى » توضيح داده‌ايم .