وى اضافه مىكند : چهار يا پنج ماه پس از جنگ بدر ، قبيلهء ربيعه در سرزمين ذىقار با كسرى جنگيدند ، آنان به يكديگر گفتند : در ميدان جنگ ، از شعار اين تهامى [ / محمد ] استفاده كنيد . آنگاه با فرياد يا محمد ، يا محمد جنگيدند و پيروز شدند . « 1 » 4 . قريشيان متوجه شدند كه در ارزيابىهاى خود در مورد قدرت محمد صلى الله عليه و آله و نيروى مسلمانان اشتباه كردهاند . آنان هرگز تصور نمىكردند چنين شكست سختى را - به تعبير خودشان - از دست عدهاى فرارى با همكارى دستهاى كشاورز ، متحمل شوند . قريش به اين نتيجه رسيدند كه تجارتشان به خطر افتاده و ديگر نمىتوانند به خط بازرگانى مكه - شام كه از بدر عبور مىكرد ، اميدوار باشند . صفوانبناميه در مجمع سران قريش در مكه گفت : محمد و يارانش تجارت ما را به خطر انداختهاند ، نمىدانيم با آنان چه كنيم ؟ آنان ساحل را رها نمىكنند و مردم كنارهء ساحل همگى با آنان همپيمان و متحد شدهاند . ما نمىدانيم به كجا برويم ؟ زندگى ما در اين شهر با سفر تابستانى به شام و سفر زمستانى به حبشه تأمين مىشود ، اگر همچنان در اين شهر بمانيم ، مجبور خواهيم شد سرمايهء خود را بخوريم و دارايى خود را از دست داده از هستى ساقط شويم ! سرانجام در آن مجمع تصميم گرفتند از طريق عراق به شام سفر كنند . آنگاه صفوان در رأس يك كاروان بازرگانى كه تنها سهم وى در آن سيصدهزار درهم بود ، از راه عراق روانه شام شد . پيامبر اسلام با آگاهى از حركت اين كاروان ، در جمادىالآخرة سال سوم هجرت ، يك ستون نظامى صد نفرى را به فرماندهى زيدبنحارثه جهت ضبط آن گسيل كرد ، با نخستين حملهء مسلمانان ، مردان كاروان فرار كردند ، سربازان اسلام كالاى آنها را ضبط كرده با يك يا دو اسير به مدينه آوردند . « 2 » در تاريخ ، از اين مأموريت به نام « سريةالقَرَدَة » « 3 » ياد شده است . « 4 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 233
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٢٣٣
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ( نجف : المكتبة الحيدرية ، 1384 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 38 .
( 2 ) . واقدى ، پيشين ، ج 1 ، ص 197 - 198 .
( 3 ) . « سريةالقَرْدَه » نيز ضبط شده است . ( بحارالانوار ، ج 20 ، ص 4 ؛ پاورقى ، طبرى ، پيشين ، ج 3 ، ص 5 . )
( 4 ) . ابنهشام ، پيشين ، ج 3 ، ص 53 - 54 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 20 ، ص 4 - 5 .