كسانى كه كشندهء آنان مورد اختلاف است يا على در كشتن آنها شركت داشته است . « 1 » 3 . گرچه گروهى از مسلمانان هنگام حركت از مدينه ، بىرغبتى و كراهت آشكار از خود نشان دادند ، « 2 » و نيز برخى از بزرگان مهاجران ، در شوراى نظامى ، از خود ضعف نشان دادند و سخنان نوميدكننده گفتند ، « 3 » اما نوع مسلمانان از ايمان سرشار و روحيهء بالا برخوردار بودند و شجاعانه جنگيدند بهطورىكه تحسين مشركان را برانگيختند . 4 . امدادهاى غيبى خداوند « 4 » كه از چند راه صورت گرفت : الف ) نزول باران در شب جنگ كه هم نياز مسلمانان را به آب بر طرف ساخت و هم زمين را زيرپاى آنان سفت ، و حركت را آسان ساخت . « 5 » ب ) غلبه خواب سبكِ آرامشبخش بر مسلمانان ؛ « 6 » آن شب فقط پيامبر اسلام تا صبح بيدار بود و براى پيروزى سپاه اسلام دعا مىكرد . « 7 »
هامش
( 1 ) . شيخ مفيد ، پيشين ، ص 70 - 72 . بلاذرى و واقدى تعداد اين گروه را هيجده نفر نوشتهاند . ( انسابالأشراف ، ج 1 ، ص 297 - 301 ؛ المغازى ، ج 1 ، ص 152 ؛ همچنين ر . ك : بحارالانوار ، ج 19 ، ص 293 . ) در جنگ خندق كه سه سال بعد از جنگ بدر رخ داد ، وقتى كه عَمْروبنعبدوَدّ ، قهرمان نامدار عرب ، در كنار خندق ، مبارز طلبيد و على عليه السلام به جنگ او رفت ، او به على گفت : پدرت ابوطالب دوست من بود ، دوست ندارم به دست من كشته شوى !
ابنابىالحديد معتزلى ، شارح مشهور نهجالبلاغه ، پس از نقل اين گفتوگو مىنويسد :
« استاد ما ابوالخير مصدق بن شبيب نحوى وقتى كه اين قسمت را تدريس مىكرد ، مىگفت : عمرو دروغ مىگفت . او شجاعت على را در جنگ بدر و احد ديده بود و مىدانست اگر با او بجنگد ، كشته خواهد شد ، از اين رو بهانه مىآورد و به اين وسيله از جنگ با على طفره مىرفت ! » ( شرح نهجالبلاغه ، ج 19 ، ص 64 . )
( 2 ) . انفال ( 8 ) : 5 - 6 .
( 3 ) . واقدى ، پيشين ، ج 1 ، ص 4 ؛ حلبى ، السيرةالحلبية ( انسان العيون ) ( بيروت : دارالمعرفة ) ، ج 2 ، ص 385 - 386 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 19 ، ص 247 .
( 4 ) . آلعمران ( 3 ) : 123 .
( 5 ) . انفال ( 8 ) : 11 ؛ واقدى ، پيشين ، ص 54 ؛ ابنسعد ، پيشين ، ج 2 ، ص 15 و 25 .
( 6 ) . انفال ( 8 ) : 11 ؛ واقدى ، پيشين ، ص 54 ؛ حلبى ، پيشين ، ص 392 . اما قريش از ترس و اضطراب ، تا صبحبيدار بودند و از فرط ناراحتى نتوانستند غذا بخورند ! . ( واقدى ، پيشين ، ص 54 . )
( 7 ) . شيخ مفيد ، پيشين ، ص 73 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 125 ؛ مجلسى ، بحارالانوار ، ج 19 ، ص 279 .