تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
از هر قبيله جوانى آماده شود تا شبانه دسته‌جمعى بر سر محمد بريزند و او را در بستر خواب به قتل برسانند ، دراين صورت قاتل يك نفر نبود و بنىهاشم نيز نمىتوانستند به خونخواهى برخيزند ؛ زيرا جنگ با همهء قبايلى كه در اين ترور شركت داشتند براى آنان مقدور نبود و ناگزير به گرفتن خونبها راضى مىشدند و ماجرا خاتمه مىيافت . قريش براى اجراى نقشهء خود شب اول ربيع‌الأول را انتخاب كردند . خداوند از اين توطئه آنها چنين ياد مىكند : به ياد آور هنگامى را كه كافران نقشه مىكشيدند كه تو را به زندان بيفكنند يا به قتل برسانند و يا [ از مكه ] خارج سازند ، آنها چاره مىانديشيدند [ و تدبير مىكردند ] و خداوند هم تدبير مىكرد و خدا بهترين مدبّران [ و چاره‌جويان ] است . « 1 »

هجرت پيامبر

پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق وحى از توطئه دارالندوه آگاه شد و از طرف خداوند دستور يافت از مكه خارج شود . رسول خدا مأموريت خود را به على عليه السلام اطلاع داد و فرمود : « امشب در بستر من بخواب و روپوش سبز يمنى مرا به روى خويش بكش . » على عليه السلام بىدرنگ اين مأموريت را پذيرفت . پيامبر آن شب همراه ابوبكر رهسپار غار « ثور » در جنوب مكه ( درجهت مخالف راه يثرب ) شد و سه روز در غار ماند تا قريش از يافتن او نااميد شوند و راهها امن گردد و او بتواند به هجرت ادامه دهد . خداوند در قرآن از تنهايى و بىياورى پيامبر صلى الله عليه و آله ياد مىكند كه يك نفر بيشتر همراه نداشت كه او نيز دچار اضطراب شده بود ، اما به قدرت خداوند با آنكه قريش همهء امكانات خود را به كار گرفته بودند ، نتوانستند به پيامبر صلى الله عليه و آله دسترسى پيدا كنند : اگر او را يارى نكنيد خداوند او را يارى كرد : آن هنگام كه كافران او را [ از مكه ] بيرون كردند درحالىكه دومين نفر بود [ يك نفر بيشتر همراه نداشت ] هنگامى كه هر دو در غار
هامش
( 1 ) . « و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين . » ( انفال ( 8 ) : 30 . )