افتراساز ، نمىگويد . من هفت سال پيش از مردم با رسول خدا نماز گزاردم . « 1 » 6 . عُفيف بن قيس كِنْدى مىگويد : من در زمان جاهليت بازرگان عطر بودم . در يكى از سفرهاى تجارتى وارد مكه شدم و مهمان عباس [ يكى از بازرگانان مكه و عموى پيامبر ] شدم . در يكى از روزها در مسجدالحرام در كنار عباس نشسته بودم ، خورشيد به اوج رسيده بود ، در اين هنگام جوانى به مسجد درآمد كه صورتش همچون قرص ماه نورانى بود . نگاهى به آسمان كرد و سپس رو به كعبه ايستاد و شروع به خواندن نماز كرد . چيزى نگذشت كه نوجوانى خوشسيما به وى پيوست و در سمت راست او ايستاد . سپس زنى كه خود را پوشانده بود ، آمد و در پشت سر آن دو نفر قرار گرفت و هر سه با هم مشغول نماز و ركوع و سجود شدند . من [ از ديدن اين منظره كه در مركز بتپرستان ، سه نفر آيين ديگرى غير از كيش بتپرستى برگزيدهاند ] در شگفت ماندم و رو به عباس كرده ، گفتم : حادثهء بزرگى است ! او نيز اين جمله را تكرار كرد و افزود : آيا اين سه نفر را مىشناسى ؟ گفتم : نه . گفت : نخستين كسى كه وارد شد و جلوتر از هردو نفر ايستاد ، برادرزادهء من محمدبنعبدالله ، و دومين فرد ، برادرزادهء ديگر من ، علىبنابىطالب ، و سومين شخص ، همسر محمد است . محمد مدّعى است كه آيين او از طرف خدا نازل شده است . و اكنون در روى زمين جز اين سه نفر كسى از اين دين پيروى نمىكند . « 2 »
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 140
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص١٤٠
هامش
( 1 ) . انا عبدالله و اخو رسوله واناالصّدّيق الأكبر لا يقولها بعدى الا كاذب مفتر . صلّيت مع رسولالله قبلالناس سبع سنين . ( طبرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 212 ؛ ابناثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 2 ، ص 57 . ) و با همين مضمون در كتاب المستدرك علىالصحيحين ، ج 3 ، ص 112 ؛ ابنابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 13 ، ص 200 و 228 ؛ ر . ك : مناقب على بن ابىطالب ، ابوبكر احمد بن موسى مردويه اصفهانى ، گردآورى و ترتيب و مقدمهء عبدالرزاق محمد حسين حرزالدين ( قم : دارالحديث ، ط 1 ، 1422 ه . ق ) ، ص 47 - 48 .
( 2 ) . طبرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 212 ؛ ابنابىالحديد ، پيشين ، ج 13 ، ص 226 . ابن ابى الحديد ، اين قضيه را از قول عبدالله بن مسعود نيز نقل كرده كه او هم در سفر به مكه شاهد چنين صحنهاى بوده است . حلبى ، السيرةالحلبية ، ج 1 ، ص 436 . همچنين ر . ك : ابنعبدالبرّ ، الأستيعاب ( درحاشيه الأصابة ) ج 3 ، ص 165 ؛ شرح حال عفيف بن قيس كندى ، ص 33 ؛ شرح حال على عليه السلام با اندكى اختلاف در لفظ ؛ محمد بناسحاق ، السير و المغازى ، تحقيق : الدكتور سهيل زكار ، ( بيروت ، دارالمعرفة ، ط 1 ، 1398 ه . ق ) ص 137 - 138 ؛ ابوالفتح كراجكى ، كنزالفوائد ( قم : دارالذخائر ، ط 1 ، 1410 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 262 . براى آگاهى بيشتر در مورد پيشگامى على عليه السلام در پذيرش اسلام ر . ك : الغدير ، ج 2 ، ص 314 ؛ ج 3 ، ص 220 - 224 .