تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
اين حادثه با توجه به برخى از قراين و شواهد ، از جمله هجرت حضرت محمد صلى الله عليه و آله در سال 622 ميلادى و نيز وفات آن حضرت كه در سال 632 ميلادى و در سن 60 - 63 سالگى رخ داده ، در حدود سال 569 - 570 ميلادى بوده است . « 1 »

دوران كودكى و شيرخوارگى

حضرت محمد صلى الله عليه و آله دو ماهه بود « 2 » كه پدرش عبدالله در بازگشت از سفر بازرگانى شام ، در

هامش
( 1 ) . علىاكبر فياض ، تاريخ اسلام ( تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، چ 3 ، 1367 ) ، ص 62 ؛ عباس زرياب ، سيرهء رسول‌الله ( بخش اول از آغاز تا هجرت ) ( تهران : سروش ، چ 1 ، 1370 ) ، ص 86 - 87 ؛ سيد جعفر شهيدى ، تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان ( تهران : مركز نشر دانشگاهى ، چ 10 ، 1369 ) ، ص 37 . در اينكه آيا تولد حضرت ، دقيقاً درهمان عام‌الفيل اتفاق افتاده يا جلوتر يا عقب‌تر و نيز در تطبيق عام‌الفيل با سالهاى ميلادى ، احتمالات و نظريات ديگرى نيز ابراز شده است كه نقل آنها در اين كتاب ، ضرورتى ندارد . براى آگاهى بيشتر ر . ك : محمد خاتم پيامبران ، ج 1 ، ص 176 ، 177 ؛ مقالهء سيد جعفر شهيدى ؛ رسولى محلاتى ، درس‌هايى از تاريخ تحليلى اسلام ( قم : ماهنامهء پاسدار اسلام ، 1405 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 107 به بعد ؛ ابن‌كثير ، السيرةالنبوية ، ج 1 ، ص 203 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 281 - 282 ؛ سيدحسن تقىزاده ، از پرويز تا چنگيز ( تهران : كتابفروشى فروغى ، 1349 ) ، ص 153 ؛ حسين مؤنس ، تاريخ قريش ، ( الدارالسعودية ، ط 1 ، 1408 ه . ق ) ، ص 153 - 159 . ضمناً برخى از مورّخان اروپايى ، انگيزهء لشكركشى ابرهه را كه درمنابع اسلامى ، انگيزهء مذهبى و رقابت بين كليساى قليس در يمن و كعبه در حجاز معرفى شده است ، كشورگشايى ، و حملهء ابرهه به ايران از طريق شمال عربستان ، به تحريك دولت روم ، معرفى كرده‌اند . ( فياض ، پيشين ، ص 62 ؛ ابوالقاسم پاينده ، مقدمهء ترجمه فارسى قرآن مجيد ، ص - لز - ) كه نياز به بحث و بررسى جداگانه دارد و از گنجايش اين كتاب بيرون است .
( 2 ) . كلينى ، پيشين ، ص 439 ؛ ابن‌واضح ، پيشين ، ص 6 ؛ ابوالفتح محمدبن على الكراجكى ، كنزالفوائد ( قم : دارالذخائر ، ط 1 ، 1410 ه . ق ) ، ج 2 ، ص 167 . سن حضرت محمد را هنگام مرگ پدر ، هفت ماه و بيست‌وهشت روز نيز نوشته‌اند . ( محمدبن سعد ، الطبقات‌الكبرى ( بيروت : دارصادر ، ج 1 ، ص 100 ) ، برخى ديگر از مورّخان ، درگذشت عبدالله را پيش از ولادت حضرت محمد نوشته‌اند . ( ابن‌سعد ، پيشين ، ص 99 - 100 ؛ ابن‌اثير ، اسدالغابة ، ج 1 ، ص 13 ؛ ابن‌هشام ، السيرةالنبوية ، ج 1 ، ص 167 ؛ الشيخ عبدالقادر بدران ، تهذيب تاريخ دمشق ، تأليف ابن‌عساكر ( بيروت : دار احياء التراث العربى ، ط 3 ، 1407 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 284 . ) اما برخى از اسناد و شواهد ، روايت اول را تأييد مىكند از جمله اشعار عبدالمطلب كه طى آن كفالت او را به ابوطالب سپرد :اوصيك يا عبد مناف بعدى * بمفرد بيد ابيه فرد فارَقَه وهو ضجيج المهد * فكنت كالأمّ له فىالمجد( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 10 ؛ ر . ك : ابن‌شهراشوب ، مناقب آل ابى طالب ( قم : المطبعة العلمية ) ، ج 1 ، ص 36 . )