تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

شخصيت عبدالمطلب

از ميان نياكان حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، بيشترين اطلاعات را دربارهء « عبدالمطلب » ، جدّ اول آن حضرت داريم ؛ زيرا به عصر اسلام نزديك بوده است . عبدالمطلب شخصيتى محبوب ، بخشنده ، خردمند و سرور و پناهگاه بىرقيب قريش بود . « 1 » او ( هم‌چون همهء شخصيتهاى بزرگ الهى ) فراتر از جامعهء خويش بود و با آن‌كه عمر طولانى داشت ، اما رنگ جامعهء آلودهء مكه را به خود نگرفت . آن روز در محيط مكه اعتقاد به معاد ، وجود نداشت و يا بسيار كم‌رنگ بود . اما عبدالمطلب نه تنها به معاد اعتقاد داشت ، بلكه حتى دربارهء كيفر و پاداش روز رستاخيز تأكيد مىكرد و مىگفت : پس از اين جهان ، جهانى خواهد بود كه در آن نيكوكاران و بدكاران به پاداش و كيفر اعمال خود خواهند رسيد . « 2 » با آنكه آن روز در محيط جزيرةالعرب عصبيّت قبيلگى رايج بود و چنان كه گفتيم در اختلافات و برخوردها ، هركس ( بىتوجه به حق و عدل ) از افراد قبيله و خويشان و دوستانش حمايت مىكرد ، عبدالمطلب چنين نبود ، چنان‌كه حرب‌بن‌اميه را كه از بستگان و دوستانش بود ، در فشار گذاشت تا خونبهاى يك يهودى را كه به تحريك وى كشته شده بود بپردازد . « 3 » او فرزندانش را از ظلم و ستم و امور پست دنيا نهى و به صفات نيك تشويق مىكرد . « 4 » عبدالمطلب سنتهايى داشت كه اكثر آنها در اسلام تأييد شد از جمله آنها مىتوان به تحريم شراب ، تحريم زنا و حدزدن زناكار ، بريدن دست دزد ، تبعيد زنان بدنام از مكه ، تحريم زنده به‌گوركردن دختران ، تحريم ازدواج با محارم ، تحريم طواف برهنه ، وجوب وفا به نذر ، حرمت و قداست ماه‌هاى حرام و بالاخره مباهله اشاره كرد . « 5 » روايت شده است كه

هامش
( 1 ) . حلبى ، پيشين ، ص 6 .
( 2 ) . همان ، ص 6 ؛ شكرى آلوسى ، بلوغ‌الأرب فى معرفة احوال‌العرب ، تصحيح محمد بهجةالأثرى ( قاهره : دارالكتب الحديثة ، ط 2 ) ، ج 1 ، ص 324 .
( 3 ) . حلبى ، پيشين ، ص 6 ؛ آلوسى ، پيشين ، ص 323 ؛ ابن‌اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 2 ، ص 15 ؛ بلاذرى ، انساب‌الأشراف ، تحقيق : محمد حميدالله ( قاهره : دارالمعارف ) ، ج 1 ، ص 73 .
( 4 ) . حلبى ، پيشين ، ص 7 ؛ مسعودى ، مروج‌الذهب ، ج 2 ، ص 109 .
( 5 ) . آلوسى ، پيشين ، ص 324 ؛ ابن واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 7 ؛ ر . ك : السيرةالحلبية ، ج 1 ، ص 7 ؛ ر . ك : الخصال صدوق ، باب الخمسة ، ج 2 ، ص 312 - 313 .