تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
فرمود تا از آن زره بسازد . و پس از وى سليمان ( ع ) را قرار داد كه باد را در اختيار او نهاد تا به فرمان وى به هر سو كه مىخواست حركت مىكرد . همچنين اجنّه را كه در درياها به كار غواصى پرداخته برايش گوهرها بيرون مىآوردند ، و هيكلها و مجسمه‌ها ، و محرابها ، و كاسه‌هايى به بزرگى حوض ، و ديگهاى بزرگ ثابت در زمين مىساختند . خداوند به او زبان حيوانات را آموخت طورى كه كلام مورچه را دريافت ، و هدهد از مملكت بلقيس با خبرش ساخت ، و از ملازمانش - آن كس كه او را بهره‌اى از كتاب مخصوص بود - تخت بلقيس را از يمن به مدت يك چشم برهم زدن براى او در شام حاضر كرد . ملائكه در خدمت او بودند ، و از جنيان هر كس كه از فرمان سليمان سرپيچى مىكرد با تازيانهء عذاب او را تنبيه مىنمودند . اجنه پس از مرگ سليمان همچنان در خدمت او به كار و فعاليت مشغول بودند تا آنگاه كه موريانه عصاى او را تهى كرد و سليمان بر زمين افتاد . تمام اين موارد ، حالات استثنايى در بنى اسرائيل و پيامبرانشان بوده است . از جمله حالات استثنايى ايشان در عهد حضرت موسى ( ع ) يكى اين بود كه در مورد قاتل شخص كشته‌شده‌اى بينشان اختلاف افتاد كه خداى تعالى ايشان را فرمان داد تا گاوى را سر ببرند و پاره‌اى از گوشت آن را بر جسد آن مقتول بزنند كه بر اثر آن ، خداوند آن كشته را زنده فرمود و حقيقت امر آشكار گرديد . و نيز از جمله داستانهاى ايشان ، داستان « عزير و أرميا » است كه به ويرانهء قريه‌اى كه ديوارها و سقفهايش درهم فرو ريخته ، و ساكنانش جملگى مرده و درندگان اجساد آنها را خورده بودند گذر كرد ، و از راه تعجب گفت : خداوند اين مردگان را چگونه زنده مىكند ؟ ! كه خداوند او را به مدت يكصد سال بميراند و آنگاه زنده‌اش فرمود . صبحگاهان جان او را گرفت و شامگاهان به زندگيش بازگردانيد . فرشته‌اى از او پرسيد : چه مدت در خواب بودى ؟ عزير نگاهى به آسمان و خورشيد كه مىرفت غروب كند انداخت و گفت : ( به نظرم )