مرغى را به اذن خدا .
و نيز هيچ قومى را به سنگدلى قوم بنى اسرائيل نمىشناسيم . مردمى بدنهاد كه آيات و معجزات نهگانه را از پيامبرشان ديدند و مشاهده كردند كه وى آنان را از دريا و از ميان دوازده راه خشكشدهء در كف آن گذرانيد و فرعون و سپاهيانش را غرق كرد . خداوند آنان را به معجزهاى كه در طول تاريخ بشر بىسابقه بوده است نجات داد ، اما تا چشمشان به بتپرستان مىافتد به پيامبرشان مىگويند : اى موسى ! براى ما از بت خدايى ، چون بت اينان بساز ! !
و يا به هنگامى كه پيامبرشان رفته تا از خداوند شريعت مورد عملشان را بياورد ، به گوسالهپرستى روى مىآورند ! !
اينها نمونههايى از صفات ناپسند و ذميمهء آنهاست كه در كنارشان طرز رفتار و تفكر و روشهايى به چشم مىخورد كه ويژهء آنها بوده و در امتهاى پيش و بعد از ايشان بىسابقه است .
دشمنان ايشان نيز چنين بودهاند ؛ مانند فرعون و درباريانش ، و نيز اقوام و امتى كه در آن روزگار در سرزمينهاى شام ساكن بودند و مأمور به جنگ با ايشان شده بودند .
نتيجهء تمام اين حالات و ظروف استثنايى اين شده است كه آنان نسبت به ديگر امتها ، به احكام ويژه و استثنايى نياز داشته باشند ، مواردى از قبيل تغيير قبلهء آنها از كعبه به بيت المقدس ، و تحريم آنچه را كه اسرائيل ( يعقوب پيامبر ) بر خود حرام كرده بود . و چون برخى از موقعيتها و ظروف اختصاصى آنها با از بين رفتن امتهايى كه با آنها در سرزمينهايشان مىجنگيدند ، در زمان حضرت عيسى بن مريم ( ع ) منتفى شد ، خداوند پارهاى از آنچه را كه پيش از آن بر ايشان حرام كرده بود حلال فرمود .
و چون در زمان حضرت ختمى مرتبت ( ص ) تمام آن ظروف استثنايى پايان يافته بود ، تمام احكام استثنايى و ويژهء آنها نيز از ميان برداشته شد ؛ چنانچه خداوند تعالى در سورهء اعراف آيه 157 مىفرمايد :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي