التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ . . .
كسانى كه آن پيامبر درس ناخوانده را كه نام و نشان و اوصافش را در نزد خود در تورات و انجيل نوشته مىيابند پيروى كنند ، پيامبرى كه به معروفشان دستور مىدهد و از منكر بازشان مىدارد ، و چيزهاى پاكيزه را حلالشان مىكند ، و پليدىها را حرامشان مىنمايد ، تكليف گرانشان را با قيدها و زنجيرهايى كه بر آنها بوده است برمىدارد . . .
و بدين سبب شريعت موسى و عيسى ( ع ) نسخ گرديد ، و فرمان رسيد كه به عمل به دين حنيف ابراهيم ( ع ) كه اينك خاتم پيامبران ( ص ) مبلّغ و مبيّن آن شده است بازگردند . و از همهء اينها دريافتيم كه شرايع و مقررات اسلام از زمان حضرت آدم ( ع ) تا خاتم پيامبران ( ص ) يك دين واحد و متناسب با فطرت آدمى بوده ، و چون آفرينش الهى را تبديلى صورت نگرفته ، شرع و مقررات خداوند نيز تغيير و تبديل نيافته است . شريعت الهى با توجه به نياز مردم همعصر پيامبر زمان خود بر آن پيامبر نازل مىشده است و از اين روى است كه از آن شريعت به مقدار نياز يك خانواده ، بر حضرت آدم ( ع ) نازل شد . در زمان ادريس ( ع ) به مقدارى كه ساكنان يك شهر نياز داشتند ، و در زمان نوح پيامبر ( ع ) به مقدار احتياج ساكنان چندين شهر و ديار ، دامنهء اين شريعت وسعت يافت . همين مقدار از شريعت زمان نوح ، شامل زمان ما نيز شده است چنان كه خداى تعالى مىفرمايد :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً
« از دين همان را براى شما قرار داده كه به نوح فرموده بود » و دين حنيف ابراهيم ( ع ) با شريعت نوح اختلافى ندارد همانگونه كه خداى سبحان مىفرمايد :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
به اين معنى كه ابراهيم ( ع ) از پيروان حضرت نوح بوده است .
شريعت حضرت ختمى مرتبت ( ص ) نيز با دين حنيف ابراهيم ( ع ) اختلافى ندارد چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
« دين حنيف ابراهيم را پيروى