و ما به او آگاه بوديم * وقتى به پدر و قومش گفت : اين هيكلها چيست كه به عبادت آنها پرداختهايد ؟ ! * گفتند : ما پدران خويش را پرستشگر آنها يافتيم * ابراهيم گفت : بىگمان شما و پدرانتان در گمراهى آشكار بودهايد * پرسيدند : آيا تو به حق به سوى ما آمدهاى يا تو هم از بازيگرانى ؟ * گفت : بلكه پروردگار شما ، پروردگار آسمانها و زمين است ، كسى كه آنها را آفريده و من بر اين امر گواهى مىدهم * به خدا سوگند بعد از بيرون شدنتان ، در كار بتهايتان انديشهاى به كار خواهم برد * آنگاه ابراهيم بتها را قطعهقطعه كرد مگر بت بزرگشان را باشد كه به آن رجوع كنند * ( مردم ) گفتند : كسى كه با خدايان ما چنين كرده است از ستمگران مىباشد * گفتند : شنيدهايم جوانى كه به او ابراهيم مىگويند ، بتها را به بدى ياد مىكند * گفتند : او را در برابر مردم حاضر كنيد تا همگان گواهى دهند * پرسيدند : اى ابراهيم ! تو با خدايان ما چنين كردهاى ؟ * ابراهيم گفت : بلكه اين كه بزرگشان هست چنين كرده است ، اگر مىتوانند حرف بزنند از خودشان بپرسيد ! * ( قوم ) به خودشان مراجعه كردند و گفتند : شما خود ستمگرانيد * سپس سر به زير انداخته گفتند : تو كه مىدانى اينها سخن نمىگويند * گفت : پس چرا به جز خدا ، چيزى را كه نه سودى به شما مىرساند نه زيانى پرستش مىكنيد ؟ ! * اف بر شما و بتهايى كه به جاى خدا مىپرستيد ، آيا نمىانديشيد ؟ ! * ( مردم گفتند : ) او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى دهيد اگر كارى از شما ساخته است * و ما خطاب كرديم كه : اى آتش ! بر ابراهيم سرد و سلامت باش * آنها دربارهء او نيرنگى كردند ، و ما آنها را زيانكارترين گردانديم *
6 - و در سورهء بقره آيه 258 :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا