تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بلندى كوهها به پيش برد . پسر نوح از سوار شدن بر كشتى سر برتافت . نوح را شفقت پدرانه دل به درد آورد - شفقتى كه همهء افراد بشر دارا هستند - لذا پسر را مخاطب ساخته بانگ برداشت كه :
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ ( ) قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ( )
وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ ( ) قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
اى پسرك من ! همراه ما به كشتى سوار شو و با كافران مباش * پسر نوح گفت : من به كوهى پناه مىبرم كه مرا از اين آب نگهدارى كند . نوح گفت : امروز هيچ چيزى جلوى امر خدا را نمىگيرد ، مگر كسى كه خدا بر او رحم آورد ؛ و موج ميان آنها حائل شد و او هم غرق شد * نوح پروردگار خود را ندا داد كه : پروردگارا ! پسرم از خانوادهء من است و وعدهء تو نيز حق ، و تو از همهء حكم‌گزاران بهتر حكم كننده‌اى * خداوند گفت : اى نوح ! او در زمرهء خاندان تو نيست . او كار ناشايست مىكرد ، پس تو چيزى را كه نمىدانى از من مخواه . نوح كه با خطاب الهى ، به حقيقتى كه از آن آگاهى نداشت واقف گرديد و دانست كه پسرش به خاطر كارهاى ناروايش مستحق عذاب خداوند گشته است ، عرضه داشت :
رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ . . .
پروردگارا ! من به تو پناه مىبرم از اينكه از تو چيزى بخواهم كه به آن علم ندارم . خداوند هر كس را كه بر كشتى نوح سوار نشده بود هلاك كرد ، بعد از آن باران سيل‌آسا بند آمده و آب در زمين فرو رفت و انسانهايى كه در كشتى بودند در سرزمين بابل پاى بر زمين نهادند « 1 » ، و حيوانهايى كه نوح ( ع ) در آن قرار داده بود بيرون آمده پراكنده شدند .
هامش
( 1 ) - حموى در معجم البلدان در مادهء بابل - با تلخيص - مىنويسد : بابل اسم ناحيه‌اى است كه
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 125 | السيد مرتضى العسكري