هر چه باشد و لو عمر نوح كند و تمامش بعبادت بگذراند مخلد در عذاب است چه طبيعى باشد يا مشرك يا يهود و نصارى و مجوس يا اهل ضلالت و بدعت يا منكر ضرورى دين يا مذهب باشد .
قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ
هر كس اهل شما باشد از اولاد و احفاد چه نسبت سببى داشته باشند يا نسبى و در تحت عيلولت و فرمان شما هستند ، و تعبير باهل با اينكه بر هر فرد مسلمان واجب است امر بمعروف و نهى از منكر نسبت بجميع افراد مسلمين و واجب است ارشاد و هدايت نسبت بجهال براى اين است كه اولا اهل اطاعت او را ميكنند بخلاف ديگران ، و ثانيا انسان علاقه و محبت نسبت باهل خود دارد و در مقام جلب نفع آنها و دفع ضرر از آنها است .
ناراً
آتش جهنم است و اين آتش هميشه افروخته است لكن هيزم را كه در ميان آتش بيندازند آتش ميگيرد و شعلهور مىشود لذا ميفرمايد :
وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
اهل جهنم خود به زبان ما در ميگيرند و از خود آنها شعله آتش بلند مىشود ، و تعبير به حجاره گفتند : سنگ كبريت است كه او هم در آتش شعلهور مىشود لكن آنچه به نظر ميآيد مراد اصنام مشركين است كه از سنگ ميتراشند كه ميفرمايد .
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ
انبياء آيهء 95 . و حصب برافروختگى است ، و از اقوال ابراهيم بمشركين ميفرمايد :
أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
صافات آيهء 95 ، و نحت تراشيدن است .
عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ
خزنهء جهنم كه با تازيانههاى آتشى و عمودهاى آتشى كه بر بدن آنها و بر فرق آنها ميزنند و غلهاى آتشى كه به گردن آنها مياندازند با سلاسل و حميم جهنمى كه بر سر آنها ميريزند كه ميفرمايد :
خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ
دخان آيهء 47 . و ميفرمايد :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
الحاقة آيهء 30 الى 32 . و گفتند حميم مس آب شده است ، و نيز ميفرمايد :
فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ وَ لَهُمْ مَقامِعُ