تمكين از قصاص و ديه و كفارهء در ظلم ترضيه طرف ، و در غصب رد به صاحبش يا رد مظالم و غير اينها .
تَوْبَةً نَصُوحاً
معناى توبهء نصوح در اخبار همان عزم بر عدم عود يا تدارك ما فات يا بازاء هر معصيتى عبادتى بجا آورد و اينها از شرايط كمال است ، و حقيقت نصوح اين است انسان بسا يك معاصيى مىكند سپس بر خورد بمضرات او مىكند مثلا زنا مىكند مبتلا به سفليس مىشود ، شراب مىخورد توليد مرض مىكند ميكشد ، سرقت مىكند او را دستگير و حبس و جرم بلكه قصاص و اعدام ميكنند پشيمان مىشود يا متذكر عقوبات آخرتى مىشود پشيمان مىشود ، توبهء نصوح اين است كه چون مخالفت خدا كرده پشيمان مىشود بر فرض اين كه هيچ ضرر دنيوى و اخروى نداشته باشد .
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
تكفير مجرد مغفرت و عفو و گذشت نيست بلكه از بين بردن است از نامهء عمل محو مىشود از نظر كتبهء اعمال و ملائكهء حفظه و شهود ميبرد احدى نيست جز خدا كه بداند اين معصيت كرده اين است تكفير سيئات
وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
با اينكه دخول جنات مثوبات اعمال صالحه است و خدا به تائب با اين كه اعمال صالحه نداشته باشد عنايت ميفرمايد در اثر توبه و كف نفس و ورع از محارم اللَّه كه افضل از جميع عبادات است اگر للَّه باشد كه گفتيم معناى نصوح است .
يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
خزى عذاب و خفت و خوارى و بى - اعتنايى است ، اول مقرب عند اللَّه نبى اكرم است كه مقام محمود است و مقدم بر تمام انبياء و ملائكه است .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
شامل تمام مؤمنين مىشود تا دامنهء قيامت نه خصوص مؤمنين زمان آن حضرت بدليل حديثى كه از ابن بابويه مسندا الى جابر بن عبد اللَّه انصارى از پيغمبر اكرم كه روزى حضرت روى بامير المؤمنين فرمود : آيا بشارت دهم تو را ؟ عرض كرد : بلى يا رسول اللَّه . فرمود : هذا جبرئيل يخبرنى عن اللَّه جل جلاله انه قد اعطى شيعتك و محبيك سبع خصال : الرفق عند الموت ، و الانس عند الوحشة ، و