مأمور بامرى هستند براى تنظيم امور و اصلاح آن :
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و بغفلت نخورى
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
جاثيه آيهء 12 و 13 تمام اينها مدبرات امر هستند .
تنبيهان : الاول - در سه آيهء اول بواو قسم فرموده و در دو آيهء بعد به فا تعبير نموده بعيد نيست كه حكمت آن اين باشد كه تا ارواح جدا نشوند از قفس بدن و دور نشوند و سرعت سير پيدا نكنند مسابقه تحقق پيدا نميكند و تا تمام اين امور خاتمه پيدا نكند امر بتمامه تدبير نشده و خاتمه آنها خلود است در بهشت يا جهنم .
الثانى - در حديث دارد كه خداوند بمخلوقات خود براى عظمت قدرت خود قسم ياد مىكند ولى بندگان بايد قسم بو اللَّه و تاللّه و باللّه قسم ياد كنند در جايى كه حكم قسم بيايد نه به اين امور .
[ سوره النازعات ( 79 ) : آيات 6 تا 7 ]
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ( 6 ) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ( 7 )
روزى كه بلرزه ميآيد لرزندهاى و در تبع او لرزهء ديگرى كه رديف او باشد اين دو جمله را بعضى جواب قسمهاى سابقه گفتند كه يك همچو روزى پيش ميآيد بعضى گفتند : جواب قسم محذوف شده بوضوحش واگذار شده و اين جمله مستقله بمنزله مبتدا و خبرش :
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ
است كه روزى كه چنين روز مىشود قلوب چنين مىشود .
و در معناى اين دو جمله هم اختلاف است نوع مفسرين حمل بر صيحه اولى و ثانيه كردند كه مفاد :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ
زمر آيهء 68 كه فناء دنيا و ظهور قيامت باشد ، بعضى گفتند : مراد از راجفة اوضاع عالم تغيير مىكند و دگرگون مىشود از آسمانها و كوهها و درياها و زمين و كرات جويه شمس و قمر و كواكب و غيرها ، و مراد