تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
اقول : قبل از خلقت آسمانها و زمين دهرى نبود پس از خلقت آسمانها و زمين كه تشكيل شب و روز بگردش كره زمين وضعى و انتقالى شب و روز و ماه و سال تشكيل شد اين قسمت را دهر ميگويند . خداوند ملائكه را و طايفه جن را شيطان و غير شيطان و انواع حيوانات از طيور و هوام و انعام و سباع و حيوانات دريايى را خلق فرمود ولى اسمى از بشر نبود . و خدا ميداند از موقع تشكيل دهر تا خلقت بشر چه اندازه طول كشيده و ملائكه همه اينها را مشاهده ميكردند تا مادامى كه خطاب رسيد بملائكه :
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
حجر آيه 28 ، در جاى ديگر ميفرمايد :
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ
ص آيه 71 ، در جاى ديگر ميفرمايد :
هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً
فرقان آيهء 56 . و جمع بين اينها اينكه خداوند آب و تراب را مخلوط يكديگر كرد طين شد و ورزيده شد صلصال شد و آن بخار حيوانى كه روح حيوانى است به او افاضه شد حمأ مسنون شد و قبل ان خلقت تراب و آب و روح بخارى هيچ نبود لذا هيچ اسمى و رسمى از انسان نبود ، روح انسانى را در عالم ارواح خلق فرموده بود لكن آن روح مجرد است نه ماده دارد نه صورت نه شكل و شمائل نه مكان لذا قابل مشاهده ملائكه نبود و ديدنى نبود و هيچ خبرى و اسمى و رسمى در ميان ملائكه نبود و شاهد بر اين دعوى اينكه امروز با اين اسباب و وسائل كه اجزاء داخلى انسان را مشاهده ميكنند روح انسانى را كه مجرد است درك نميكنند فقط آن بخار حيوانى را ممكن است حس كنند لذا منكر مجردات شدند حتى منكر خدا شدند زيرا آن روح مجرد مركب از وجود و ماهيت است كه وجودش غير از ذات او است خدايى كه صرف وجود است و ماهيت ندارد چگونه مشاهده مىشود بارى :
لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
فقط در علم الهى كه به تمام عوالم احاطه دارد بود .

[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيه 2 ]

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً ( 2 ) محققا ما خلق كرديم انسان را از نطفه كه مخلوط و ممزوج به يكديگر شده نطفه پدر و مادر ، و او را آزمايش كرديم پس قرار داديم او را شنوا و بينا . مراد از اين