است و مخالف كه منكر ولايت است و منكر ضروريات دين و مبدع و بالجمله غير مؤمن تمام مصداق فلا صدق هستند .
وَ لا صَلَّى
يا اصلا سجده بر خدا نميكند و تعبير به نماز براى اين است كه اولين حكمى كه رسيد نماز بود حتى دارد كه فقط امير المؤمنين و خديجه ايمان آورده بودند پيغمبر نماز ميكرد و على عقب سر پيغمبر و خديجه عقب سر على و اهميت نماز از تمام واجبات بيشتر است ميفرمايند :
( اول ما يحاسب به العبد الصلاة )
( عنوان صحيفة المؤمنين الصلاة )
( الصلاة عمود الدين )
( الصلاة معراج المؤمن )
( الصلاة قربان كل تقى )
و غيرها ، يا آنكه نماز را صورة بجا ميآورد لكن چون ايمان شرط صحت نماز است باطل است و مصداق :
وَ لا صَلَّى
مىشود .
وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى
تكذيب امرش از عدم تصديق مهمتر است زيرا ممكن است تصديق نكند و تكذيب هم نكند بگويد : شاك هم هستم و يقين بصدق ندارم چنانچه گفتند به حضرت صالح :
إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
هود آيهء 65 ، و بسيارى از آيات ديگر ، و تولى امرش از تكذيب مهمتر است زيرا توهين و اعراض در بر دارد لذا به ترتيب فرمود :
فَلا صَدَّقَ
ايمان نياورد
وَ لا صَلَّى
اطاعت نكرد
وَ لكِنْ كَذَّبَ
تكذيب هم كرد
وَ تَوَلَّى
اهانت و بى اعتنايى و بى احترامى هم كرد .
ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ
از اولاد و عشيره و رفقاء خود .
يَتَمَطَّى
تكبر كه من اين مدعى رسالت و نبوت را تكذيب كردم و به او پشت كردم كه اصلا دعوى او را نشنوم و از او دورى جستم و بى اعتنايى كردم .
أَوْلى لَكَ فَأَوْلى
خطاب به اين مكذب متفرعن مجبر متكبر است ، بعضى گفتند :
تكرار اولى عذاب دنيا و آخرت است ، بعضى گفتند : بعد از خيرات دنيا و مثوبات آخرت ، بعضى گفتند : اولى لك عذاب الدنيا و اولى لك عذاب القبر .
ثُمَّ أَوْلى لَكَ
عذاب القيامة
فَأَوْلى
عذاب نار جهنم است .
اقول : عدم ذكر متعلق دلالت بر همه نوع از عذاب دارد كه استحقاق همه گونه