ميرود ايستاده به تمام قد بسوى صراط مستقيم صراط الهى .
بدترين و سختترين مشى و راه طى كردن اين است كه برو افتاده باشد و مثل كرم روى زمين راه رود آن هم راه بيراهه :
نه به مقصد برودنى بسعادت برسد * رو بمسقط برود تا به هلاكت برسد
و بهترين طى طريق آن كه مستقيم با قدمهاى باز كمر خميده نباشد مبتلا به درد پا نباشد كمر درد نباشد قلبش آرام باشد اضطراب قلبى نداشته باشد نفسش به شماره نيفتاده باشد خسته نشده باشد آن هم در راه مستقيم تا نائل به مقصد و بسعادت برسد خدا ميفرمايد اين مشى و رفتن كدام بهتر است و هدايتش زيادتر است خداوند تشبيه فرموده طريقه كفار و اهل ضلالت را به كسانى كه برو افتاده راه ميپيمايند اما برو افتادگى آنها براى اين است كه پشت به حق كرده و رو از حق و دين الهى برگردانيده چنانچه ميفرمايد :
بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
نمل آيهء 61 .
و اما مشى تشبيه مشى زمانى بمشى مكانى است كه دورهء عمر مشى آنها بر خلاف حق بوده و در عقايد و اخلاق و افعال كه ميفرمايد :
أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ
آن هم در سنگلاخها و پرتگاهها آن هم در سبل شيطانى و راههاى باطله آيا اين همچو آدمى .
أَهْدى
بيشتر هدايت شده كه ميفرمايد :
وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها
اعراف آيهء 27 .
أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
تشبيه فرمود استقامت در دين را به سوى كه راست ايستاده به تمام وظايف دينى عمل مىكند با كمال جديت و هيچ كوتاهى در امر دين ندارد ، على صراط مستقيم دين حق است و صراط الهى است و هيچگونه انحراف ندارد كه ميفرمايد :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
انعام آيهء 153 . مكرر گفتهايم كه راه حق و طريق الى اللَّه و صراط مستقيم فقط يك راه است و سبل شيطانى و هواهاى نفسانى و طرق باطله هزار است هر دسته بيكى از آن سبل رو كرده از اين جهت اهل باطل هزار برابر اهل حق هستند و به همين