تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
خاطر او نشد ولى حقيقة نادم شد خداوند نسبت به حق الناس با او چه مىكند . جواب -
أَ لَمْ تَعْلَمْ
مگر نميدانى استفهام تقريرى است البته ميدانى كه جواب آنها را بفرمايى
أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ملكية حقه حقيقيه جميع آسمانها و زمين اختصاص به خداوند عالم دارد و ساير ملكيتها اعتبارى است قائم بيد معتبر است و معتبر خداوند است فقط وجود اعتبارى دارد و در خارج ابدا وجود ندارد خداوند اگر بخواهد اين سارق و غاصب را عفو كند از حق خود گذشت فرموده مالك را نميرسد كه بگويد ملك من بوده و من رضايت ندارم ، و اين قوانينى كه جعل فرموده براى حفظ نظام مملكت است كه بفرمايد اين ملك زيد است و عمرو را نميرسد كه بدون اذن و اجازه زيد تصرف كند و الا حقيقة زيد و عمرو هر دو مملوك و مخلوق خدا هستند انتقام و گذشت هر دو بدست او است .
يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ
و تعذيب و غفران هم بجا و بموقع است البته در موردى كه سارق و غاصب قدرت بر اداء ندارد اگر ايجاب فرمايد تكليف بما لا يطاق و به غير مقدور است و قبيح و محال است و بعد از ندامت سارق و غاصب البته توبه قبول است التائب من الذنب كمن لا ذنب له و توانايى خدا بر تعذيب و غفران ثابت است .
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
فضولى در كار او مثل اعتراضات شيطان مىشود كه به خدا كرد و خدا بفرمايد كه اگر مرا حكيم ميدانى و از روى حكمت كارهاى مرا ميدانى فضولى موقوف .