تعميم است كه هر ظالمى هر ظلمى كه كرده و حقيقة بين خود و خداى خود نادم شود ( و اصلح ) دليل بر اين است كه ظلم با ساير معاصى تفاوت دارد ساير معاصى فقط توبه و ندامت كافى است بر رفع عذاب چون فقط حق اللَّه است و اما ظلم جنبه حق الناسى دارد بايد اصلاح كند و تدارك حق مظلوم را هم بنمايد مثلا سارق بايد عين مال را اگر موجود است رد كند و اگر تلف شده اگر مثليست مثل آن را رد كند و اگر قيمتيست اعلى القيم از يوم سرقت الى يوم التلف يا الى يوم الاداء على اختلاف بعلاوه اگر ضررى به مالك زده از شكستن جعبه و قفل و خرابى وارد كرده بايد تدارك كند و اگر اذيتى وارد كرد بر او و بستگان او يا قصاص و ديه به او تعلق گرفته يا آنها را ترسانده و مضطرب كرده يا هر گونه ظلمى شده اگر قابل تدارك است تدارك كند و اگر نيست ترضيه نمايد اينست معنى اصلاح .
فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ
تعبير بفاء تفريع دليل بر اينست كه قبولى توبه متفرع بر اين دو امر است هم از عقوبات دنيوى و هم از عقوبات اخروى نجات پيدا مىكند
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ
آمرزنده و ستار عيوب او است ( رحيم ) مورد رحمت و فيوضات اخروى مىشود اللهم اغفر لنا و ارحمنا من جميع ذنوبنا و ارض عنا ذوى حقوقنا
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 40 ]
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 40 )
آيا نميدانى اينكه از براى خداوند مالكيت آسمانها و زمين است هر كه را بخواهد عذاب مينمايد و هر كه را بخواهد ميآمرزد و خدا بر هر چيزى توانا است اين آيه شريفه جواب از سؤال مقدر است كه اگر كسى بگويد اگر سارق قدرت بر تدارك ظلمهايى كه كرده ندارد و همچنين هر ظالمى و مظلوم هم ترضيه