است كه نكره در سياق نفى افاده عموم دارد مطلق سبيل را ميگيرد لكن مفاد جعل جعل تكوينى نيست زيرا هم مخالف حسّ است بسا كفار غلبه پيدا ميكنند و مخالف با نفس آيه است كه ميفرمايد
وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ
بل المراد جعل تشريعى است كه هيچ گونه حقّى خداوند بكفار نداده نه در دنيا و نه در آخرت و هر چه ظلم و اذيت نسبت بمؤمنين نمودند مسئول و معاقب خواهند بود هم عقوبات دنيوى و هم اخروى .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 142 ]
إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 142 )
محققا منافقين با خداوند خدعه ميكنند و خدا هم با آنها خدعه مىكند و زمانى كه بايستند به نماز با حال كسالت ميايستند و خود نمايى ميكنند در نظر مردم و متذكر خدا نميشوند مگر اندكى .
إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ
خدعه منافقين اظهار ايمان است و اقرار بشهادتين و حفظ صورت اسلامى و چون عقيده باطنى ندارد به خيال خود خدا و رسول و مؤمنين را فريب دادهاند و حال آنكه
وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
بقره آيه 9 ، بتوهم اينكه جان و مالمان محفوظ مىشود و غافل از اينكه خدا از باطن آنها خبر دارد و بكيفر اعمالشان مىرساند و همين است معناى
وَ هُوَ خادِعُهُمْ
يعنى جزاى خدعه آنها را ميدهد چنانچه گذشت در جمله
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
يعنى جزاى استهزاء آنها را ميدهد .
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى
كسالت ثقالت و سنگينى است اشاره به اينكه از روى بىميلى و بىرغبتى و ملاحظه مردم نماز ميگذارند كه اگر در پرده باشد و كسى نباشد اصلا بجا نميآورند .