به كلى از هم جدا شوند .
و بالجمله بين زوج و زوجه چهار مرتبه است : مرتبه 1 - اينكه نشوزى در بين نباشد و مراعات حقوق يكى ديگر را بكنند . 2 - اگر نشوز پيدا شد تصالح كنند چنانچه گفته شد 3 - اگر نشوز باشد و تصالح هم نكردند طلاق .
4 - نشوز و عدم تصالح و عدم طلاق اين حرام است و آن به آن معصيت است ، و اشاره به اين مرتبه چهارم دارد جمله
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
شح حرص بر امر غير مشروع و ترك حق واجب و نسبت باداء واجبات مالى مثل خمس ، زكات ، ساير حقوق واجبه اگر منع كرد بخل است و اگر حريص بر منع شد شح است و اما نسبت بحقوق غير مالى صدق بخل نميكند و لكن اگر حريص بر منع شد شح بر او صادق است و معناى اين جمله اينست كه نفوس حاضر بشح هستند كه نه تصالح ميكنند و نه طلاق و حريص بر منع حقوق يكديگر هستند .
و اشاره بمرتبه اولى دارد جمله
وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا
كه بيك ديگر احسان كنند و پرهيز كنند از منع حقوق يكديگر و معصيت نكنند .
سؤال - اين سه مرتبه را در آيه شريفه بيان فرمود ، اين جمله اخيره اشاره بمرتبه اولى و جمله قبل از اين جمله اشاره بمرتبه اخيره چنانچه ذكر شد و صدر آيه راجع بمرتبه دوم ، اما مرتبه سوم كه طلاق باشد ذكرى از آن در آيه نشده جواب - از كلمه
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
استفاده مىشود زيرا تصالح مسلما بهتر از مرتبه اولى نيست كه احسان و تقوى باشد و نسبت بمرتبه اخيره كه شح باشد هم معنى ندارد چون در مرتبه اخيره خيرى نيست و تجويز شرعى ندارد بلكه حرام است پس مراد خير من الطلاق است .
فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
اين جمله و لو جزاء شرط و ان تحسنوا است لكن متفرع بر هر چهار مرتبه است كه هر نحوى كه با يكديگر رفتار كنيد