قومى باشد از مشركين و كفارى كه با مسلمين مقاتله ميكنند و عهد و ميثاقى بين آنها نباشد و قاتل توهّم كند كه او هم از مشركين و كفار است كه جائز القتل يا واجب القتل است و او را بكشد سپس كشف شود كه مقتول مؤمن بوده اين هم يك قسم قتل خطاء است بايد كفاره دهد
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
و ديه ندارد چون ديه جزو ميراث است و اهلش كافر هستند و ارث مؤمن بكافر نميرسد ، يكى از موانع ارث كفر است . مؤلف گويد اين دليل تمام نيست زيرا در اين صورت وارث امام مىشود ( الامام وارث من لا وارث له ) و بايد ديه به امام برسد ، لكن آيه شريفه ظاهر است در عدم ديه و خبر عياشى از حضرت باقر ( ع ) نص در اين باب است كه فرمود
( ليس عليه الدية )
و ممكن است معفو شده باشد چون مقصدى جز عبادت نداشته عفو شده .
وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ
عهد و ميثاق چند قسم است يكى آنكه كفار با مسلمين معاهده كنند كه مقاتله نكنند و همراهى با ساير كفار كه مقاتله ميكنند نكنند ، ديگر آنكه كافر در پناه اسلام و مسلمين باشد چنانچه ميفرمايد
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
توبه آيه 6 و قسم ديگر كفار اهل كتاب كه بشرائط ذمّه عمل كنند تمام اينها را شامل مىشود (
فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ )
چون ارث كافر بكافر ميرسد (
وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ )
كفاره حقّ خدايى .
(
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ )
يا رقبه يافت نميشود مثل زمان ما يا قاتل تمكّن ندارد (
فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ )
در اخبار دارد بايد سى و يك روز متصل باشد مگر آنكه مانع شرعى از روزه پيدا كند مثل تصادف با عيد يا حيض و نفاس يا مرض و امثال آنها و بقيه را متفرقا بگيرد مانعى ندارد .
( توبة من اللَّه ) اين كفاره چه عتق باشد چه صوم باعث قبولى توبه مىشود .