تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
انسان در بين ممكنات قابليتش از همه بيشتر است تفضلات و نعم الهى در حق او فزون‌تر و لذا احتياجش شديدتر است و علاوه بر احتياجات ظاهرى حوائج ديگرى دارد كه آنها اهم بلكه علّت غايى خلقت او است و آن رسيدن بسعادت اخروى و درك فيوضات كامله الهى است در سير اين طريق بموانع و محظورات و دشمنان و راهزنان و منحرف و گمراه كنندگان بسيارى برخورد مىكند كه بسا انسان را از جاده منحرف ساخته و بپرتگاه ابدى او را سرنگون ميگردانند و بزرگترين آنها شيطان است كه بعزّت خداوند قسم ياد كرده جز بندگان خالص حق ، همه را گمراه كند و خداوند ميفرمايد
إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
و چه بسيار اشخاصى را كه از طريق حق منحرف ساخته و در تيه ضلالت و هلاكت و شقاوت و بدبختى هميشگى گرفتار نموده است بنا بر اين بر انسان لازم است كه آنى از توجه به حق غافل نشود و در همه حال خود را در حرز الهى مصون و محفوظ دارد مقام سوم در مستعاذ به ( چيزى كه به او بايد پناه برد ) : واضح است كه انسان عاقل دست احتياج بجانب كسى دراز مىكند كه بر رفع احتياج او قادر باشد و به كسى التجاء ميبرد كه التجاء به او ، وى را از ترس و وحشت و خسران و هلاكت رهايى بخشد ، و هويداست كه جز ذات بىنياز و غنى على الاطلاق كسى شايسته التجاء و پناه بردن نميباشد ، زيرا هر كه جز اوست خود محتاج و نيازمند به او است و كسى كه فاقد چيزى است نميتواند معطى آن چيز باشد ، بنا بر اين انسان بايد به خدا پناه برد زيرا پناه‌گاه و پناه دهندهء جز او نيست « لا ملجأ الّا اليه » و پناه بردن به خدا تقرب به او است و هر چه انسان در مقام معرفت كاملتر و در تحصيل ملكات و اخلاق فاضله ساعىتر و در اطاعت و بندگى حق كوشاتر باشد