تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و بليات دنيوى و اخروى ، ارضى و سماوى ، باطنى و ظاهرى را از خود بنمايد مگر بحفظ و حراست خداوند چنانچه قدرت جلب نفعى را هم ندارد مگر بفضل و عنايت حق « لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرّا و لا موتا و لا حياتا و لا نشورا » و اين بديهى است كسى كه نيرو و قدرتى از خود ندارد بايد هميشه بمنبع فيض و قدرت مطلقه پناهنده شود تا از حوادث روزگار مصون بماند و بايد دانست كه استعاذه تنها به گفتن كلمه « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم » نيست ، زيرا جمله لفظ و خبر حاكى از باطن و واقع است و اگر در واقع به خدا پناه نبرده باشد دروغگو بوده است ، و پناه بردن حقيقى منوط به دو امر است : يكى فرار از شيطان و طرق آن بواسطه ازاله اخلاق رذيله و عقائد فاسده و ترك معاصى و هواهاى نفسانى ، و ديگر رفتن رو به خدا و حصن حصين الهى بوسيله تكميل عقائد حقه و تحصيل اخلاق پسنديده و بجا آوردن اعمال شايسته . ضمنا از كلمه استعاذه بطلان جبر و تفويض و ثبوت مذهب اختيار نيز استفاده مىشود زيرا اگر جبر باشد استعاذه از جانب عبد معنى ندارد و اگر تفويض باشد احتياج باستعاذه نخواهد داشت و تفصيل اينمطلب را در ذيل آيه شريفه
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
بيان خواهيم نمود انشاء اللَّه تعالى مقام دوم در مستعيذ ( پناه برنده ) : در حكمت ثابت و محقق شده كه ممكن از حيث ذات ، فقر و احتياج محض است و همين طور كه در وجود محتاج بموجد است در بقاء نيز محتاج به اوست و بايد آن به آن از مبدء فيض به او افاضه وجود شود و همين نحو كه در ذات محتاج به اوست در افاضه جميع كمالات و نعم داخلى و خارجى نيازمند به او مىباشد بلكه هر چه افاضات الهى به او بيشتر شود احتياجش زيادتر گردد ، و هم چنان كه در جلب منافع محتاج بمبدء است در دفع مضارّهم احتياج به او دارد ، از اين جهت دائما بمبدء فياض ملتجى شده و پناه به او برد ، و چون