التواب الرحيم الغفور »
بوده « 1 » و در بعضى اخبار مرويه در كافى و فقيه است كه آن كلمات اسامى خمسه طيّبه ( محمد و على و فاطمه و حسن و حسين است ) كه آدم انوار و اشباح آنان را در عرش مشاهده نمود و بمقام قرب آنها معرفت پيدا كرد و خداوندگار را به آنها قسم داد تا خداوند توبه او را پذيرفت .
و جمع بين اين اخبار به اين نحو ممكن است كه آدم بتقصير خود اعتراف كرده باشد چنانچه مفاد آيات شريفه است
قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 2 » و خداوند را بوحدانيت ستوده و باسماء مقدسهاش ( اسماء خدايش ) ياد نموده و بمقام خمسه طيّبه قسم داده باشد تا توبه او مورد قبول واقع شده :
و تاب اگر بالى متعدى شود فعل عبد است بمعنى بازگشت به طرف خدا مانند
إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ
« 3 » و اگر بعلى متعدى شود فعل خداست و بمعنى قبول توبه است مثل همين آيه
« فَتابَ عَلَيْهِ »
و وجوب توبه از طرف بنده عقلى است زيرا توبه دفع ضرر است و وجوب دفع ضرر به قدر امكان ضرورى است و اوامر شرعى نسبت بتوبه ارشادى است و اعمال مولويت در آن نشده چه اگر امر مولوى بود مستلزم اين ميشد كه يك معصيت موجب عقوبات غير متناهى شود هر گاه در توبه تأخير گردد زيرا هر آنى كه تأخير شود يك معصيت محسوب ميگردد و اين بالضرورة باطل و منافى آيه شريفه
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
« 4 » خواهد بود .
و امّا قبول توبه از طرف خداوند بعضى گفتند وجوب عقلى دارد چون فعلش حسن و تركش قبيح مىباشد ،
هامش
( 1 ) . برهان از حسن ابن راشد
( 2 ) . سوره اعراف آيه 22
( 3 ) . سوره احقاف آيه 14
( 4 ) سوره انعام آيه 161