و بالجملة اگر كسى بدقّت در دستورات اخلاقى قرآن بنگرد و سپس تأثير شگفتآورى را كه اين دستورات در مسلمين صدر اول بخشيد بررسى و مطالعه نمايد اذعان و اعتراف مىكند كه اين كتاب از جانب خداوند حكيم و مربّى و پروردگار جهانيان است كه تربيت تكوينى و تشريعى آنان لايق بشأن او است پنجم از جهت تاريخ : مقصود از جنبه تاريخى قرآن تنها ذكر قصههاى انبياء گذشته و امّتهاى سابقه نيست بلكه از اينجهت است كه قصّههايى را كه قرآن ذكر مىكند اغلب آنها در تورات و كتب عهد قديم بوده در حالى كه مشتمل بر كفريات و افترائات بساحت مقدّس انبياء و امور خلاف عقل نسبت بذات پاك پروردگار است ولى قرآن مجيد قصص مذكور را ببهترين وجه و مصون از اين گونه افترائات و مطالب ناروا ذكر فرموده ، و با توجه به اينكه قبل از نزول قرآن خبرى از قصههاى انبياء سلف و امتهاى گذشته جز در كتب و افواه يهود و نصارى نبوده و هر گاه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از آنها اخذ فرموده بود بايد مشتمل بر همان خرافات و افترائات بلكه بدتر از آنها باشد ، هر صاحب خردى حكم مىكند كه منبع اخذ قران جز از ناحيه وحى پروردگار نبوده و ساخته و پرداخته بشر نيست و ما بطور اختصار قسمتى از قصص توراة را ذكر نموده و مقايسه آنها را با قصص قرآن به عهده خوانندهگان ميگذاريم :
در سفر پيدايش ( تكوين ) باب اول و دوم تورات قصه حضرت آدم و خوردن از شجره منهيه و اغواء شيطان را ذكر مىكند كه حاصلش اينست كه خداوند آدم و حوا را بيافريد و آنها را در باغ عدن جاى داد و فرمود كه از همه درختان بىممانعت بخوريد و از خوردن درخت معرفت نيك و بد آنها را منع فرمود و گفت زنهار از اين درخت مخوريد زيرا روزى كه از آن بخوريد خواهيد مرد . مار ( شيطان )
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٥٢